بانک مقالات ضدشیطان پرستی ، ضد فراماسونری ،ضد اومانیسم وضد صهیونیسم anti666
اندكی صبر ظهور نزدیك است...

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

موضوع: روانشناسی -

بابانوئل یا سن نیكلاس Santa Claus اسقف كلیساى میرا  در شهر پاتارا، شهرى در آسیاى صغیر (تركیه   امروزى) متولد شد. او در نوجوانی به کسوت دین در می آید. این راهب  فقیر و ساده زیست   تمام زندگى خود را وقف فقرا کرده است.  . سن نیكلاس آدمی موجه و نیکوکار بود و   به کمک فقرا میرفت و دراین میان به كودكان به مناسبت هاى  مختلف هدیه مى داد.

بقیه در ادامه مطلب


درباره بابانوئل افسانه های مختلفی روایت شده اما یکی از جالبترین داستانها که توجیه گر ورود بابا نوئل از دودکش خانه ها است این گونه روایت شده است  سن نیكلاس براى تبلیغات دین مسیح به ایتالیا و شهر بارى رفته بود متوجه شد كه یكى از نجیب زادگان شهر دچار فقرو تنگدستی بغرنجی شده و هیچ پولى براى تامین هزینه عروسى سه دخترش در بساط ندارد. این سه دختر هرسه قبلا با سه پسر پولدار شهر نامزد کرده بودند و پدر نا امید از همه جا زانوی غم بغل گرفته بود.

سن نیکلاس تصمیم مى گیرد كه به او به صورت ناشناس کمک کند. شب اول کیسه ای پول و لباس عروس دختر اول را از كنار درز پنجره به داخل خانه آنها میاندازد و دور میشود. شب دوم هم با موفقیت به این مرد کمک می کند و لباس عروس دختر دوم را میرساند ولى شب سوم با پنجره بسته مواجه مى شود و لذا تصمیم می گیرد از طریق  دودكش، كوله را به خانه مرد فقیر و دخترانش ببرد و از همین جا است که کودکان انتظار میکشند تا بابا نوئل از لوله بخاری بیاید و هدایایشان را بدهد.

اینکه چرا کودکان لنگه جورابی برای گرفتن هدیه از بابانوئل تدارک می بینند هم به همان داستان سه دختر برمیگردد. ظاهرا این سه دختر جورابهایشان را شسته و کنار دودکش آویزان کرده بودند و قدیس مهربان پیش از ترک خانه شان برای هریک از سه خواهر سکه ای درجورابشان می اندازد.

با مرگ این قدیس در 6 دسامبر 344 در خلال مسافرتش از میان کوههای سرد اروپا، چند کشیش خوش فکر مقارن با سالمرگ وی و براى زنده نگاه داشتن خاطره و یادآورى نوعدوستی سن نیكلاس سوار بر اسب یا قاطر می شدند و در محله های فقیر به کودکان هدایای مختلف میدادند. این رسم سالها ادامه داشت و پس از مهاجرت هلندى ها به  آمریكا و اقامت در محله اى در نیویورك این سنت به آمریكا آورده شد و البته نام  سن نیکلاس نیز به سانتا كلاوس  Santa Claus تغییر یافت.

اما اینکه چرا مسیحیان درخت کاج تزئین می کنند؟ در پاسخ به این سوال هم داستانهای مختلفی روایت شده اما یکی از رایج ترین داستانها برمیگردد به نوعدوستی سن نیکلاس و خلق و خوی متعالی اش. داستان به این گونه است که   در یك شب سرد زمستانی او که مشغول اهدای کمک به فقرا بود از كنار كلبه خانواده فقیر و تنگدستی كه در برآورده كردن نیازهای اولیه زندگیشان مانده بودند، عبورکرد درحالیکه انبانش هم به انتها رسیده بود و تنها کمی نان و شیرینی برایش باقی مانده بود. قدیس نیکلاس متاثر از این موضوع متوجه درخت كاج شكسته جنب كلبه شد و تصمیم گرفت برای شادی دل كودكان این خانواده كاری كند ، پس تمام شاخ و برگ های این كاج شكسته را با شكلات و شیرینی تزیین كرد و زنگوله های مرکبش را نیز از گردن آنها باز کرد و به درخت آویخت و از آن جا رفت.

 ستاره درخشان نوک درخت کاج اما رسمی است که بعدها و به نشانه تولد پیامبر مسیحیان به آن اضافه شده است.

در همین افسانه ها هم آمده است که مرد مهربان زمستانی هشت گوزن به نام هاى Dancer و Comet و Dasher و Prancer و  Vixen و  upid و Donder و Blitzen داشت كه به کمک آنها سورتمه خود را در برف و سرما میراند. درحالیکه به نظر می رسد جنبه های داستان پردازی این روایت بسیار قوی باشد.

اما اینكه چرا لباس هاى بابانوئل به رنگ سفید  و قرمز است؟

در این باره نظرات مختلفی ارائه شده است بعضی از داستان پردازان قدیمی می گویند که به دلیل اینکه سن نیکلاس در سرما گیر کرده بود پوست گوزنی مرده را به عنوان تن پوش بر تن کرد و رنگ سفید و سرخ لباس اواز همین جا نشات می گیرد درحالیکه کم نیستند کسانی که می گویند این لباس منحصر به فرد سازوکاری تجاری دارد و بعد از معرفی بابانوئل با این لباس توسط شرکت کوکا کولا این لباس به لباس رسمی بابا نوئل مبدل شده است.

این درحالی است که بابا نوئل فربه و ریش سفید چندان با واقعیت تطبیق ندارد. شبیه سازی براساس جسد مومیایی طبیعی (یخ زده) سن نیکلاس چنین برآورد می کند که این قدیس چهره ای گندمگون و استخوانی و بدنی نحیف داشته است.

بابانوئل و کارخانه اسباب بازی سازی اش در قطب شمال و داستانهای مختلف مربوط به آن از جمله کمک گرفتن از کوتوله ها برای ساخت اسباب بازی یا کادو گرفتن بچه های حرف نشنو از پرى گیس سفید از آن دست افسانه هایی هستند که در دهه های اخیر به داستان اصلی اضافه شده اند و از آنجایی که این داستان جذابیت های خاص خودش را دارد نویسندگان و داستان پردازان بسیاری درباره آن نوشته اند.

پیدایش صنعت سینما اما به این داستان جنبه های مختلفی داده است و داستانهای بابانوئل به ژانری جالب و خاص مبدل شده است. فیلمها وانیمیشن های گوناگونی با الهام از زندگی و روایات مربوط به بابانوئل ساخته و عرضه شده است.

همانگونه كه در اكثر فیلم‌‌های ساخته شده درباره كریسمس دیده می‌شود، بابانوئل به عنوان عنصر اصلی و شادی بخش این فیلم‌های همواره، مظهر عشق، محبت، امید و دوستی بوده، آنچنانكه به نظر می‌رسد فیلم‌هایی از این دست بدون شخصیت بابانوئل، چیزی كم داشته و چندان مقبول طبع مخاطب خود قرار نمی‌گیرند.

تاكنون فیلم‌های زیادی درباره كریسمس كه از جمله آنها می‌توان به فیلم‌های «نیك و نوئل» محصول 1995،«سرود كریسمس» محصول 1999، «كابوس پیش از كریسمس» محصول 1999 و «كریسمس با كرنك‌ها»، «نوئل» محصول 2004 ، ‌ «راه كریسمس» محصول 2004 و «كریسمس بر فراز ابرها» محصول 2005 اشاره كرد.

کارتونها و انیمیشن های مختلفی هم درباره بابانوئل ساخته و به نمایش در آمده است درحالیکه دراین میان انیمیشنهای گرینچ چه کسی کریسمس را دزدید؟ دکتر سوس  و  قطار سریع السیر قطبی   به‌كارگردانی  رابرت زمه‌كیس   بر اساس داستانی از «كریس ون‌آلزبورگ»   علاوه بر نمایش موفق خود توانست در مراسم اسكار جوایزی را نیز از آن خود كند.این انیمیشن داستان سفر پرماجرای كودكی را به همراه دوستانش در جریان شب كریسمس به قطب شمال و در پی یافتن بابانوئل روایت می‌كند كه در طول این سفركودك اعتقاد خود به بابانوئل را حفظ می‌كند.

اگرچه اعتقاد به بابانوئل   برای بزرگترها چندان ملموس نیست و بخشی از خاطرات کودکی محسوب می شود وجنبه های مختلف زندگی سن نیکلاس دچار غلفت میشود اما همچنان برای کودکان آرزویی شیرین است و مفاهیم مختلفی از نوعدوستی، خوب بودن، حرف شنوی و شادمانی را بهمراه دارد.


برچسب ها: روانشناسی ملل.خرافات-آئین ها-مذاهب-بابا نوئل-پاپانوئل-کریسمس-شب ژانویه،

نوشته شده در دوشنبه 11 دی 1391 توسط شهرزاد
مقام معظم رهبری

موضوعات
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic