بانک مقالات ضدشیطان پرستی ، ضد فراماسونری ،ضد اومانیسم وضد صهیونیسم anti666
اندكی صبر ظهور نزدیك است...

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

موضوع: كابالا -شیطان پرستی -

شاید بتوان گفت تکامل مکتب عرفان یهود در یک فرآیند کاملا حساب شده و منطقی در سراسر جهان شکل گرفت.
فرآیند تکاملی که با ظهور متفکرین متعددی صورت پذیرفت که ایدیولوژی های مطرح شده توسط هر کدام تاثیر انکار ناپذیری نه تنها بر تاریخ قوم یهود بلکه در تاریخ بشریت داشته است .
ظهور این نظریه پردازان با ظهور موسی بن شم تاو لیونی در قرن 13 آغاز گردید و شاید بتوان گفت تا کنون بطور گسترده ای ادامه دارد .
اما در این بخش از مقاله با 5 تن از مهمترین و شاید تاثیر گذار ترین آنها آشنا می شویم .
1- اسحاق لوریا
پس از انتشار زوهر ، در قرن 16 میلادی ربی اسحاق لوریا در ایتالیا ظهور کرد.
او را دومین متفکر بزرگ  کابالا پس از موسی لیونی می دانند .
اسحاق لوریا مرکز فعالیت خود را در قلب جهان مسیحیت یعنی ایتالیا قرار داد .
اندیشه های لوریا در کنار کتاب زوهر یکی از دو منبع اصلی فکری کابالا به شمار میرود .
یکی از مهمترین عقایدی که توسط اسحاق لوریا مطرح گردید عبارت است از :
اسارت زمزم ( اخگر الهی ) به دست سیترا اهرا( نیروهای شیطانی ، مسلمانان) که بر سرزمین کیلیپت ( اسلام ) حکم می رانند در یک فرایند دیالیکتیکی به نام تیکون ( نوزایی ، تولد دوباره ) به پایان می رسد .
این نظریه سراسر تاریخ قوم یهود را در راه تحقق یک ماموریت الهی ترسیم نمود و در قرن 17 به شدت اوج گرفت و دور جدید باز پس گیری ها در جنگ های صلیبی با آن کلید خورد .
و بنا بر این در این زمان کابالیسم به شکلی آشکار به ایدیولوژی جنگ با جهان اسلام بدل گردید و شیطان شناسی یکی از اشتغالات فکری دایم رهبران کابالا شد و رساله های متعددی در این زمینه انتشار یافت .( زرسالاران،ج2،ص307)



2- اسحاق لاپیرر

پس از اسحاق لوریا نظریه پردازان متعددی در میان کابالیست ها ظهور کردند . کسانی چون :
مناسه بن اسراییل ، اسحاق فونسکا ابواب ، دکتر افراییم هزقل بوینو و... که هر کدام نقش مهمی در میان کابالیست ها داشتند.
(که برای اطلاع بیشتر در مورد آنها می توانید به کتاب زر سالاران یهودی و پارسی ، نوشته دکتر شهبازی ، مجلد دوم مراجعه کنید )
اما یکی دیگر از نظریه پردازان مهم کابالیست ها اسحاق لاپیرر است .
او سفیر فرانسه در کوپنهاک بود .
دایرة المعارف یهود او را پدر صهیونیزم نامیده .
برخی بر این باور اند که پدر صهیونیزم تیودر هرتسل روزنامه نگار ، فعال سیاسی و نویسنده یهودی الاصل اتریشی است .(ویکی پدیا)
اما حقیقت آن است که نظریات و تیوری های لاپیرر نطفه موجودی به نام صهیونیزم را منعقد کرد و تیودر هرتسل جنبش سیاسی صهیون را به راه انداخت .
برخی از مهمترین عقاید و تعالیمی که لاپیرر بیان کردعبارتند از :
1 – باید به جستجوی اسباط گمشده پرداخت و قوم بنی اسراییل را گرد آورد زیرا ظهور مسیح برای دیدار آنان خواهد بود (زرسالاران-ج2-ص 321 )


2 - احیای دولت صهیون در فلسطین راه پیروزی نهایی مسیحیان را بر مسلمانان هموار خواهد کرد و امپراطوری جهانی پدید خواهد ساخت که مرکزیت آن در بیت المقدس است . باید قوم اسراییل را در نقطه ای گرد آورد زیرا ظهور مسیح برای دیدار آنان خواهد بود (همان)
این جملهای لاپیرر را می توان سر آغاز تلاشهای جهانی برای ایجاد حکومت اسراییل دانست .
3 ـ او همچنین در رساله ای به نام «انسان های پیش از آدم» نظریه انسانهای قبل از آدم  را مطرح کرد و طی آن مدعی شد :
آدم ابوالبشر اولین انسان خلق شده بر روی زمین نبود بلکه قبل از آن نیز انسانهایی در زمین زندگی می کردند که سیاه پوستان و سرخپوستان آمریکا از آن دسته اند ، پس کشتار آنان کشتار نسل انسان نیست .
این نظریه وی نیز باعث نسل کشی سرخپوستان در فتح قاره آمریکا و اسکان و تصرف بی چون و چرای قاره آمریکا ، منابع نفتی و معادن فراوان آن توسط مسیحیان و یهودیان گردید.
ضمن اینکه این نظریه به شکل جدید تری در نظریات داروین تجلی پیدا کرد .

3 ـ شابتای زوی
یهودیان با تلاشهای اسحاق لوریا و دیگر سران کابالا و دادن وعده هایی چون پیش بینی قریب الوقوع بودن ظهور عیسی مسیح به سرعت در میان مسیحیان نفوذ کردند و قلوب آنان را معطوف خودنمودند تا جایی که سخنان آنها در میان مسیحیان تاثیر فراوانی داشت.
(که نمونه آن در دوران باز پس گیری جنگ های صلیبی به وضوح قابل رویت است)
اکنون نوبت نفوذ در میان مسلمانان و دولت عثمانی رسیده بود .
بدین ترتیب در اواسط قرن 17 میلادی یک فرد یهودی به نام شابتای زوی در بنادر غربی عثمانی ظهور کرد .
او پایه گذار گروهی از یهودیان مخفی به نام دونمه ها ( به معنای از دین برگشته ) است .
وی طی برنامه ریزی دقیقی در دولت عثمانی به ظاهر مسلمان شد.
بدین ترتیب که ابتدا در بنادر غربی عثمانی ادعاهایی همچون : مسیح و خدا بودن را مطرح کرد .
وی پس از مطرح کردن این ادعا ها توسط دولت عثمانی دستگیر شد و به زندان دولت عثمانی فرستاده شد.
شابتای زوی پس از اندکی به سرعت در زندان دولت عثمانی اسلام آورد و از سوی سلطان محمد چهارم عثمانی لقب عزیز محمد افندی بر او گذارده و برای او حقوقی معادل یک و نیم پوند در روز اختصاص داده شد .
تمامی پیروان یهودی او که در زمان ادعای مسیح بودن به او ایمان آورده بودند با اسلام آوردن شابتای اسلام آوردند .
به گفته دایرة المعارف یهود :
" همگی آنها یهودیان پنهانی بودند که بمثابه یک گروه جنگجویان مخفی علیه خلیفه عمل می کردند."
و به این ترتیب شابتای پس از اسلام آوردن بسیار مورد توجه سلطان عثمانی قرار گرفت چرا که سلطان عثمانی او را یک یهودی تازه مسلمان شده می پنداشت و گمان میبرد که در مسلمان شدن شابتای و پیروانش پیروزی بزرگی نصیب مسلمانان شده است .
شابتای به صورت بسیار مرموزی با فرقه های صوفیه در سرزمین عثمانی رابطه برقرار کرد . و آرام آرام بسیاری از آداب فرقه کابالا با کوشش او در میان صوفیان رواج پیدا نمود و دونمه ها فعالیت های خود را در میان مسلمانان و در دل دولت عثمانی به راحتی گسترش دادند.
سیر تکوین ماجرای شابتای زوی و ادعاها و فعالیت های او زمینه ساز دعاوی بسیاری از مدعیان پس از خود شد .
کسانی چون : یاکوب فرانک ، نمود ( در هند) و علی محمد باب در ایران از پیامبران دروغینی هستند که می توان گفت از شابتای تاثیر پذیر بوده اند .

4 ـ ناتان غزه ای
رابطه میان ناتان غزه ای و شابتای زوی بسیار جالب است .
شابتای زوی از حمایت یک پیامبر دروغین بنام ناتان غزه ای برخوردار بود.
ناتان غزه ای در غزه ظهور کرد و مدعی شد که در مکاشفه ای صدای خداوند را شنیده که به او اعلام کرده :
شابتای زوی مسیح بن داوود است و ناتان پیامبر اوست و شابتای بدون جنگ سلطنت عثمانی را خواهد گرفت .
او مدعی بود که در مکاشفه ای دیگر به او گفته شده:
شابتای بدون جنگ سلطنت را از سلطان عثمانی خواهد گرفت و سلطان را به خدمتگزار خود بدل خواهد نمود .
دایرة المعارف یهود معتقد است شابتای زوی برای افروختن آتش در میان کفار یعنی مسلمانان به قلمرو خلیفه عثمانی وارد شد .
و همانند جاسوسی وظایف خود را انجام داد .
ماجرای ناتان در جهان به سرعت پخش شد
یهودیان از هر جای جهان با فروش اموالشان برای دیدار این پیامبر جدید به فلسطین می شتافتند .
و به طبع در دیدار های او با مردم تبلیغ شابتای نیز صورت می گرفت .
به نوشته دایرة المعارف یهود شابتای زوی اندیشه پرداز نبود و تفکر منسجمی نداشت بلکه این ناتان بود که به جعل یک مکتب جدید از عقاید منتسب به شابتای دست زد .
مکتبی که تداوم و تکامل کابالیسم پیشین به شمار می رود .
و می توان گفت نظریات ناتان غزه ای جامه ایدیولوژیکی است بر سیاست نفوذ به درون ساختار سیاسی و اقتصادی و فرهنگی سرزمین های مسلمان و تسخیر آن از درون...

5 ـ یعقوب فرانک
در اواسط قرن 18 میلادی از درون فرقه راز آمیز کابالاو بر اساس تفکرات شابتای زوی و ناتان غزه ای و به ویژه اسحاق لوریا شخص دیگری به نام یاکوب فرانک ظهور کرد.


او فرقه ای را در میان کابالیست ها بنیاد نهاد که به "فرانکیست" شهرت یافت.
آیین فرانکیست که با با استفاده از تعالیم شابتای زوی و ناتان غزه ای پرستش سه خدای جدید را مطرح کرد :
1 ـ خدای خوب ، به معنای علت نخستین ، این خدا همان خدای بیکاره شابتای زوی است.
2 ـ برادر بزرگ ، خدای اسراییل این همان خدایی است که شابتای زوی و یاکوب فرانک پیامبران اویند .
این خدا یاکوب فرانک را هم مبعوث کرد تا او پرستش زن باکره را در میان کابالیست ها وارد کند و پرستش زن نیز یکی از آداب اصلی آنها گردد.
3 ـ زن باکره ، فرانک بر پایه تعالیم و نمادهای لوریا و دیگر متفکرین کابالا برای اولین بار پرستش زن را در میان کابالیستها به طور علنی مطرح نمود.
و مراسمی به نام پرستش بانو را در میان فرانکیستها گسترش داد و رواج مراسم های جنسی را در میان کابالیست ها دامن زد .
در سده های 19 و 20 میلادی فرقه فرانک به صورت یک سازمان سری به حیات خود ادامه داد.
اعضای آن به ظاهر بطور دقیق آداب کاتولیکی را اجرا می کردند و در محل زندگی خود به عنوان مسیحیانی مومن شناخته می شدند .
توجه کنید به چه صورت اینان در میان مسلمانان و مسیحیان کاملا عادی زندگی می کردند و به فعالیت های خود ادامه می دادند .
اما آخرین نکته که اشاره به آن لازم به نظر می رسد مراسم های قربانی کردن انسانهاست...



اخیرا در اینترنت به طور تقریبا گسترده ای مقاله قربانی کردن انسانها در فرقه های راز آمیز منتشر شده است .
در این مقاله اولین تاریخ این قربانی ها در فرقه های راز آمیز قوم یهود سال 415 پس از میلاد ذکر شده و بیان گردیده است که :
"در سال 415 سقراط گالاستیکوس گزارش داد که یهودیان امستا  کودکی مسیحی را به صلیب کشیده و سوراخ سوراخ کردند تا جان داد."
دومین گزارش مطرح شده در این مقاله مربوط به سال 1067 است :
" در 1067 در پراگ 6 یهودی خون یک کودک سه ساله را کامل جمع کردند.
همچنین کشف شد که این یهودیان خون این کودک را به دیگران داده‌اند، از جمله یهودیان تراویزوم."
در ادامه این مقاله به گزارشی از کتابی از کشیشی کاتولیک به نام توماس مونموث که درباره قتل ویلیام کوچک نوشته بود اشاره شده است.
این کودک که توسط یهودیان افراطی قربانی شده بود از سوی کلیسای کاتولیک قدیس اعلام شد...
در این کتاب توماس مونموث نحوه قتل ویلیام کوچک را توضیح می‌دهد و می گوید :
«سر او را تراشیدند و او را با تیزی‌های میخ مانند بسیار سوراخ کردند به صورتی که خون در مقادیر بسیار ریختن گرفت. و آنها بیرحم بودند، و آنقدر مشتاق در ایجاد درد. سخت است تمایز بین آنکه بیشتر بیرحم بودند یا نابغه در شکنجه‌هایشان.»
در ادامه این مقاله کد هایی از قربانی کردن انسانها تا قرن 20 میلادی دیده میشود و اشاره ای به مقاله عادل حمود نویسنده روزنامه مصری الاهرام که مقاله ای را در تاریخ  28 اکتبر 2000 منتشر کرد نیز میشود :
عادل حمود نتایج تحقیقاتش را در مقاله‌ای با عنوان:
 "من عجایب الیهود ... اسنتزاف الدماء البشریه ( از عجایب یهود، یهودیان از خون انسان نان فطیر  می‌سازند.)" منتشر کرد و طی آن مدعی شده است که :

"اجساد کودکان فلسطینی در حالی که از خون خالی شده‌اند مرتبا در اسراییل یافت می‌شوند."
اما این نکات را از آن جهت یاد آور شدیم که اتهام آشامیدن خون انسانها نیز به فرقه فرانکیست یعنی پیروان یاکوب فرانک نسبت داده شده و به نظر می رسد از قرون 18 به بعد این اعمال در کنار مناسک شنیع جنسی در میان کابالیست ها مرسوم بوده و هست.


برچسب ها: متفکرین کابالا-شیطان پرستی-عرفان شفاهی یهود-بنی اسرائیل-صهیونیسم-مناسک شیطانی-جن پرستی،

نوشته شده در شنبه 14 مرداد 1391 توسط شهرزاد
مقام معظم رهبری

موضوعات
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic