بانک مقالات ضدشیطان پرستی ، ضد فراماسونری ،ضد اومانیسم وضد صهیونیسم anti666
اندكی صبر ظهور نزدیك است...

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

موضوع: فراماسونری -

دولتها فرزندان روزگار خویشند.جدای از دوران ماقبل تاریخ، هر دوره ای از تاریخ را كه كنكاش می كنیم به این مطلب بیشتر پی می بریم كه هر چه روزگار پیر تر می شود، دولتهای جوان بیشتری متولد می شوند.


دولتها فرزندان روزگار خویشند.جدای از دوران ماقبل تاریخ، هر دوره ای از تاریخ را كه كنكاش می كنیم به این مطلب بیشتر پی می بریم كه هر چه روزگار پیر تر می شود، دولتهای جوان بیشتری متولد می شوند.
شاید روزگارانی كه تنها امپراطوری های ایران، روم، یونان و چین جغرافیای كره ی خاكی را میان خود تقسیم كرده بودند، هیچ انسانی با خود فكر نمی كرد كمتر از چندصد سال دیگر فرزندان امپراطوری های بزرگ به دنیا می آیند و دولتهای جدید یكی پس از دیگری متولد می شوند و زمان آنچنان شتابان سپری می شود كه دیگر تنها در میان اسناد و كتب تاریخی امپراطوری های بزرگ قابل بررسی اند و دیگر هیچ پژوهشگری نمی تواند ابرقدرت های قدیم با همان امپراطوری ها را  مورد مشاهد ه ی علمی و بررسی میدانی قرار دهد.

2- ساز و كار مدیریت جهان یا همان علم سیاست بسیار پیچیده و غیر قابل پیش بینی است . انسانها در فكر پیشرفتند و دولتها در رؤیای فربه شدن. ولی بازی سیاست چینش های متفاوتی دارد.گاه ابرقدرت پیری را در شرق عالم تكه تكه می كند و 14 قدرت جوان  از خاكستر آن به وجود می آورد و گاه 2 نیمه ی جدا شده از هم را پس از سالها تجزیه در كنار هم می چسباند . سیاست ناگزیر تغییر است و تغییر همزاد سیاست.
زمانی كه آلمان شرقی وآلمان  غربی را كه به مدد یكه تازی های دو ابرقدرت آن زمان متولد شدند ،  بررسی می كنیم، می بینیم تصور وحدت بین آلمان غربی و شرقی آرزویی غیر قابل دسترسی بود كه تنها در رؤیاهای شهروندان این دو كشور قابل رصد بود اما باز روزگار بازی دیگر داشت و نه تنها با مجوز گورباچف دیوار برلین تخریب شد بلكه بالاتر از آن دیوار بی اعتمادی بلندی كه بین سران آلمان شرقی و غربی به وجود آورده بودند آنچنان ویران گشت كه اكنون، قدرت برتر اقتصادی قاره ی سبز را به خود اختصاص داده اند.
 
جدای از پیش بینی تاریخی امام روح الله، هر چند بسیاری، قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تصور تجزیه یكی از 2 ابرقدرت برتر دنیا  و پایان شوكت و جبروت آن را نمی كردند، اما باز روزگار بازی دیگر داشت.وقتی میخائیل گورباچف رهبر شوروی در مجمع عمومی سازمان ملل در جمع سران دیگر كشورها حق انتخاب را برای همه ی مردم دنیا محترم شمرد و انتخاب را اصلی جهانی دانست كه هیچ استثنائی بر آن نمی تواند وارد باشد، بسیاری از سران حاضر آنچنان این صحبتها را به دید شعار نگریستند كه حتی خمیازه هایشان هم كوتاه نشد، اما خروج فوری 6 لشگر زرهی از آلمان شرقی، چكسلواكی و مجارستان،تعجب همگان را برانگیخت و آغاز جهان جدیدی را نوید می داد. هرچند گورباچف هدف از این اقدامات را تغییر اقتصاد نظامی دنیا به اقتصادی غیر نظامی و حذف خشونت عنوان كرد، اما در ادامه با ادای احترام به ریگان رئیس جمهور وقت آمریكا، آنگاه كه سال بعدی را سالی خوب و سرنوشت ساز خواند، مشخص گردید كه او نیز از حوادث شگرف سال آینده و بازی روزگار با اتحاد جماهیر شوروی، كاملاً بی اطلاع است.
سال بعد یعنی 1991 كه پرچم سرخ از فراز كاخ كرملین پایین كشیده شد، اتحاد جماهیر شوروی حیات خویش را به بازی روزگار تسلیم كرد و از خاكستر آن 14 دولت جدید به جمع 178 كشور جهان پیوست و به 192 كشور جهان فهماند كه حتی اشتراك كمونیستی نیز قادر به حفظ جغرافیای مشترك شهروندان شوروی نگردید.
3- 
به نظر می رسد سیاستمداران به عنوان والیان عرصه ی بین الملل این را پذیرفته اند همانگونه كه در سده ها و هزاره های گذشته تنها چند امپراطوری انگشت شمار، حاكمان بلامنازع كره ی خاكی بودند و اكنون بیش از 192 قدرت بزرگ و كوچك مدیریت كره ی خاكی را در بین خود تقسیم كرده اند، دور از واقعیت نیست در سده ها و هزاره های آینده، آنچنان روند تجزیه ی كشورها گسترش یابد كه واژه ی قدیمی((دولتشـــهر))، تولدی دوباره یابد و معنی تازه ای را با خود بوجود آورد.
4- 
از آنجا كه دولتها محصول وضعیت های خاصی هستند كه شهروندان و زمامداران یك واحد سیاسی آن را رقم می زنند و از سوی دیگر با گذر روزگار منافع زمامداران و شهروندان كشورها اهمیت بیشتری پیدا می كند، جهان آینده ناگزیر است پرونده ی تجزیه ی دولتها را همچنان مفتوح نگاه دارد و نیم چشمی به واحدهای سیاسی جدیدی كه هم اكنون در رحم حوادث دنیا غوطه ورند و بزودی متولد می شوند و به جمع 192 واحد سیاسی جهان خواهند پیوست، داشته باشد.
5— 519
سال پیش كه كریستف كلمب به سواحل باهامای قاره ی ناشناخته رسید، نمی دانست 115 سال بعد با هجوم گروه گروه مهاجران، اولین ایالت مهاجرنشین انگلیس در ویرجینیای آمریكا شكل خواهد گرفت و همینطور پس از ویرجینیا ایالت ماساچوست و ... و همینطور مهاجران جدید می آیند و ایالاتی جدید تشكیل می دهند.
اما تولد كشور ایالات متحده ی آمریكا دقیقاً به 220 سال پیش(1789م) بر می گردد كه جورج واشنگتن، فرمانده ی جنگهای استقلال به عنوان اولین رئیس جمهور ایالات متحد شده ی قاره ی آمریكا انتخاب شد و بدینسان ایالات متحده ی آمریكا متولد گشت و جورج واشنگتنی كه از سویی متهم به قتل سفیر فرانسه بود و از سویی دیگر فرزندانی به سرپرستی پذیرفته بود  به ((پدر سرزمین خود)) ملقب گشت.
ایالات 52 گانه ی آمریكای كنونی با اتحادی 220 ساله به عنوان تنها ابرقدرت یكپارچه ی كره ی خاكی چالشهای مختلفی را در پیش روی خود دارد.
 
ظهور شبه قیام های مردمی چون جنبش 99 درصدی وال استریت، به بن بست رسیدن نظریه های مدیریت جهان بر مبنای تفكر لیبرال دموكراسی غربی، كلكسیون نه چندان قابل كنترل نژادهای متفاوت انسانی، تنوع بی همتای پیروان ادیان مختلف یهودی، مسیحی، مسلمان و ... در آمریكا، اختلاف طبقاتی موجود در میان رنگین پوستان و سفید پوستان آمریكا، آغاز جنبش آمریكا ستیزی در بیخ گوش ایالات متحده یعنی آمریكای لاتین، ناكامی پروژه ی اسلام ستیزی ایالات متحده و گسترش موج بیداری جهان اسلام و نفرت از سیاستهای ایالات متحده، ، وجود گروه های جدایی طلب چون(آمریكن سشن پروجكت و میدل بری انستیتیوت)،  رشد استقلال خواهی و افزایش بی اعتمادی مردم ایالات متحده به مسئولین و زمامداران حكومتی، بحران فقر و نبود شغل ، مسكن و در آمد و  ویرانگری های بحران  اقتصادی جهانی ، اخذ مالیات های سرسام آور به بهانه ی عمران و آبادانی و هزینه ی آن در جنگ های غیر ضروری،  بحران  مشروعیت آمریكا در جهان و افزایش ابراز تنفر جهانیان از آمریكا با  به آتش كشیدن جایگاه استراتژیك ایالات متحده در زیر پای مردم كشورهای مختلف،  وجود فضای خفقان اطلاعاتی- پلیسی شدیددر میان شهروندان آمریكایی،  بی توجهی مسئولین آمریكایی به قربانیان ناعدالتی های روزمره ی آمریكا از قبیل طوفان كاترینا   و بدهی های 7 تا ده تریلیون دلاری ایالات متحده، همه و همه دست به دست هم داده اند تا نه تنها سیاستمداران شرقی را به این نتیجه برسانند كه فروپاشی ایالات متحده در راهست، بلكه نظریه پردازان اقتدار ایالات متحده كه زمانی با نظریه ی (پایان تاریخ) آمریكای لیبرال دموكراسی را نهایت آرمان بشریت معرفی می كردند(برژینسكی و فوكویاما) را به این اعتراف وادار كرده است كه: ((فروپاشی ایالات متحده همین حالا در حال وقوع است و پیش بینی های مورخ بزرگ انگلیسی آرنولد توین بی در مورد اضمحلال و فروپاشی ایالات متحده در حال به وقوع پیوستن است)).
6- 
آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوری چندی پیش با  اشاره به قیام اشغال وال استریت در آمریکا و تغییر در ساختار رهبری در جهان گفت که آنچه در حال وقوع است، شبیه چیزی است که وی پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در این کشور دیده است ، می باشد
7- 
به نظر می رسد همانگونه كه گورباچف 20 سال پیش انتخاب تغییر را حق مردم كشورش و مردم دنیا دانست، اینك مردم ایالات متحده انتخابشان بر تغییر است. change we need))
در انتخابات 4 سال پیش،  مردم آمریكا ،  به تغییر رأی دادند و اوباما را برگزیدند ولی شاید شعار تغییرشان  تعبیر مخفی دیگری نیز داشته باشد،  که اکنون بعد از 4 سال در وال استریت دیده می شود، تغییری  مانند آنچه مردم شوروی انتخاب كردند، تغییری گورباچفی از اوباما، تغییری بنیادین و اساسی .تغییری كه پس از آن به قول توماس فریدمن ((كلمه ی بی اعتمادی مترادف با شهروند آمریكایی)) نباشد.
تغییری كه پس از آن جهان خسته شده از جنگ و خونریزی برای اولین بار صلح و آرامش واقعی را درك كند ، تغییری برای نجات بشر، نجات كره ی خاكی تغییری برای نجات شهروندان آمریكایی و مردم جهان.
به نظر می رسد هنوز فرزندان امپراطوری های بزرگ در راهند و واحد های سیاسی جدید در حال متولد شدن هستند، به خصوص تولدهایی میمون و مبارك از قاره ی نو شناخته، برای تمامی بشریت.
جهان جدید در راهست با  مولودهای جدید  كه دارای مردمانی آزاد، بدون تبعیض  و پیشرفته اند، جهانی با بیش از 200  واحد سیاسی كه با صلح و دوستی حاكمیت كره ی خاكی را در بین خود تقسیم می كنند.بیش از 200  كشور بزرگ و كوچك.
شاید این بار هم ویرجینیایی ها پیش تاز باشند شاید هم ماساچوستی ها، شاید هم هیچكدام . ولی آنچه مسلم است اینست كه وال استریت نیویورک خیز بلندی برای ایجاد جهان جدید برداشته است.
 
جهان جدید در راهست چرا كه سیاست ناگزیر تغییر است و تغییر، همزاد سیاست.


توضیحات:

1- به عنوان مثال در مورد جنگ غیر ضروری عراق جورج تنت، رئیس پیشین سازمان سیا در کتاب خویش به نام At the Centre of the Storm کاخ سفید را مسئول اشتباه های راهبردی می داند که در عراق انجام داده اند و تاکید می کند که هیچگاه « بحث جدی» در باب این پرسش صورت نگرفته است که آیا این کشور تهدیدی جدی است یا پیش از اقدام به جنگ باید تحریم ها را تشدید کرد. این امر از لحاظ تاریخ، مربوط به آخرین مشاجره در درگیری بین سیا و کاخ سفید می شود که دست کم ازسال ٢٠٠٣ آغاز شده است.
2- 
یان داربی شر، تحولات سیاسی در ایالات متحده آمریکا، ترجمه رحیم قاسمیان، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی،1369
3- 
مارکوس وب، ایالات متحدهه آمریکا، ترجمه فاطمه شاداب،تهران، ققنوس، 1383
4- 
حسن حمیدی نیا، ایالات متحده آمریکا، انتشارات وزارت امور خارجه، 1381 .
5- 
هفته نامه ی نیوزویك- نیویورك سیتی.
6- 
شبکه خبری ریانوستی روسیه

 


برچسب ها: وال استریت-جنبش ضدسرمایه داری-وال استریت ودنیای جدید-تحلیل روز،

نوشته شده در شنبه 17 تیر 1391 توسط شهرزاد
مقام معظم رهبری

موضوعات
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات