بانک مقالات ضدشیطان پرستی ، ضد فراماسونری ،ضد اومانیسم وضد صهیونیسم anti666
اندكی صبر ظهور نزدیك است...

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

موضوع: یاران انقلاب -

دوران کودکی

آیت اللّه شهید دکتر سید محمد حسینی بهشتی از دوران کودکی‏اش چنین می‏گوید: «من محمد حسینی بهشتی که گاهی به اشتباه محمدحسین بهشتی می‏نویسند، نام اولم محمد و نام خانوادگی، ترکیبی است از حسینی بهشتی. در دوم آبان 1307 هجری شمسی در شهر اصفهان در محله «لومبان» (محله چهارسوق) متولد شدم. منطقه زندگی ما از مناطق بسیار قدیمی شهر است. خانواده‏ام یک خانواده روحانی است. پدرم روحانی بود».(1)

پدرش یکی روحانیون اصفهان و امام جماعت مسجد «لومبان» بود که هفته‏ای یک روز جهت تبلیغ دین و رفع مشکلات مردم و اقامه نمازجماعت به روستا می‏رفت و تا سال 1341 در قید حیات بود. پدر بزرگ مادریش «حاج میرمحمد صادق مدرس خاتون‏آبادی» از مراجع و مجتهدین بنام زمان بود

الف) اخلاق

او در اخلاق و به ویژه در آنچه که تحت عنوان زیربنای اخلاقی و ملکه اخلاق مطرح است، جزو سرآمدها بود. کمتر دیده شد که خشمگین شود و بدون محاسبه با دشمن خود درآویزد. بدگویی‏ها و تهمت‏ها را با زبان نرم پاسخ می‏گفت و سعی داشت مسائل را از راه بحث و استدلال حل کند.

او در یکی از مصاحبه‏هایش گفته بود: ما می‏توانیم داغ و کوبنده و قاطع حرف بزنیم، ولی فحش ندهیم، حرفهای زشت و تعابیر زشت در گفتارمان نداشته باشیم. و نیز می‏گفت: اسلام به ما آموخته که نسبت به دشمنان خود دروغ نگوییم، تهمت نزنیم، فحش ندهیم.

آن شهید بزرگوار از معدود افرادی بود که در برابر تندی افراد در هنگام گفتگو، با صبر و متانت رفتار می‏کرد. وی با متانت و بردباری، به سخن مخالف گوش فرا می‏داد و آن‏گاه با پاسخی منطقی، او را مجاب می‏کرد؛ به طوری که آن فرد در برابر چنین رفتاری شرمنده می‏شد. همسر شهید بهشتی درباره صبور بودن ایشان می‏گوید: «من در طول 29 سال زندگی مشترکمان آنچه در ایشان دیدم، ملایمت و صبر ایشان بود. ایشان به قدری صبر و متانت و خونسرد بود که انسان خجالت می‏کشید. در سرتاسر زندگی این مردِ مبارز و باتقوا، لحظه‏ای عصبانیت بی موقع را از ایشان به یاد ندارم.»(5)

او اهل ریا و تزویر نبود و می‏گفت «ریا» آفت زندگی است. در پیام فروردین 1359 در صدا و سیما گفت: ما کارهای انجام نشده فراوانی در پیش داریم و باید در همه بخش‏ها که در انتظار تلاش هماهنگ و برنامه‏ریزی شده و مصممانه ماست، با برنامه‏ریزی و هماهنگی و تصمیم و قاطعیت بیشتر بتوانیم به کارها برسیم و این کارهایی که انجام نشده را به انجام برسانیم.

از ویژگی بارز آن شهید «صداقت و خلوص نیت» ایشان است. او اهل ریا و تزویر نبود و می‏گفت «ریا» آفت زندگی است. در پیام فروردین 1359 در صدا و سیما گفت: ما کارهای انجام نشده فراوانی در پیش داریم و باید در همه بخش‏ها که در انتظار تلاش هماهنگ و برنامه‏ریزی شده و مصممانه ماست، با برنامه‏ریزی و هماهنگی و تصمیم و قاطعیت بیشتر بتوانیم به کارها برسیم و این کارهایی که انجام نشده را به انجام برسانیم.

از ویژگی‏های اخلاقی او «خوش قولی» بود؛ امکان نداشت که قولی بدهد و دیرتر سر قرار حاضر شود یا قولی بدهد و عمل نکند و از این بابت زبانزد همگان بود.

ب) نظم در امور

«نظم»، اولین ویژگی شهید بهشتی بود. آن شهید به این کلام امام علی(ع): «اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم» بسیار پای‏بند بود و در همه حال آن را مراعات می‏کرد. شهید شاهچراغی در این‏باره می‏گوید: «آنچه که قبل از هر چیزی موجب جلب شدن افراد به سوی ایشان بود، نظمی بود که وی در کارها اعمال می‏کرد. به یاد دارم که ایشان برای کلاسهایی که داشتند مجبور بودند از تهران به قم بیایند، اما هیچ‏گاه ندیدم که حتی یک دقیقه دیرتر از رأس ساعت 9 که ساعت شروع کلاسش بود، در کلاس حاضر شوند و آن قدر منظم بود که طلاب همیشه می‏گفتند: ما با ورود

دخترش می‏گوید:

«وقتی به ایشان معترض می‏شدیم که چرا جواب تهمتها و افتراها را که دشمن بر ایشان می‏بست نمی‏دهید، در پاسخ می‏گفت: اینها، همه ریشه در حسادت افراد دارد. حیف وقتی که به خاطر صرف پاسخ‏گویی به این اراجیف تلف شود.»

ایشان ساعتمان را تنظیم می‏کنیم؛ به علاوه او تأکید زیادی نیز در نظم شاگردان داشت.»(6)

ج) عبادت و خودسازی

به گواهی همه کسانی که کم و بیش به او مأنوس بودند، وی فردی متعبد و در عبادت دارای خلوص خاصی بود. نماز اول وقت را به شدت ارج می‏نهاد، و حتی در ماه مبارک رمضان، قبل از افطار نماز مغرب را به جا می‏آورد. ایشان در مهم‏ترین جلسات نیز، هنگام نماز جلسه را تعطیل می‏نمود و به نماز می‏ایستاد. او معتقد بود: «نماز، به آدمی نشاط معنوی خاصی می‏دهد و از پژمردگی و افسردگی روح جلوگیری می‏نماید.»(7) شهید شاهچراغی در این‏باره می‏گوید: «وقتی وضو می‏گرفت و یا به نماز می‏ایستاد، به قدری باشکوه بود و به قدری در نماز شاداب بود که هر بیننده‏ای را، حتی اگر اعتنای چندانی به نماز نداشت، به سوی نماز جلب می‏کردند.»(8)

د) رفتار با خانواده

شهید در سال 1330 با یکی از بستگانش ازدواج کرد و زندگی ساده‏ای را با او آغاز نمود و حاصل این ازدواج دو پسر و دو دختر است. زندگی خانوادگی او در محیطی پر از صفا و صمیمیت و اخلاق و معنویت بود. اساس زندگی او در خانواده بر دو پایه ایمان و آرمان مشترک استوار بود و در این راه جهت تداوم رأی و نظرش اصرار و تلاش بسیاری داشت. او برای همسر و فرزندانش پیش از این که سرپرستی مهربان و رازدار باشد، معلم خوبی بود؛ چنان که برای مردم جامعه نیز معلمی نمونه بود.

وی هرگز مسائل و مشکلات خارج منزل را وارد منزل نمی‏کرد. «با وجود مشغله فکری زیاد و مسئولیتهای سنگین سیاسی و اجتماعی، هنگامی که وارد خانه می‏شد، با رویی گشاده و لبخندی بر لب، با همه اعضای خانواده احوالپرسی می‏نمود و از آنچه که در طول روز اتفاق افتاده بود، می‏پرسید. سعی می‏کرد از مشکلات هرکدام از اعضای خانواده سؤال نموده و راه‏حلی برای آن بیابد. تک تک فرزندانشان هم که به جریانات اجتماعی سیاسی روز علاقه‏مند بودند، سؤال می‏کردند و در موارد مختلف از وی کسب تکلیف می نمودند.»(9) ایشان افزون بر همفکری با اعضای خانواده و راهنمایی آنان، در کارهای منزل نیز به اعضای خانواده کمک می‏کرد. «در خانه، کارها را بین اعضای خانواده تقسیم کرده بودند که خانم خانه بیش از حد خسته نشوند. به طور متناوب کارهایی مانند: شستن ظرفها، آب دادن گلها، خرید مواد غذایی بین دختران و پسرانشان تقسیم شده بود و خود ایشان نیز در کارها تا زمانی که در خانه بودند، مشارکت داشتند. محیط خانه بسیار گرم و صمیمی بود و هیچ کس بر دیگری رجحان نداشت؛ به عنوان مثال در خانواده‏ها معمولاً پسر بر دختر رجحان دارد، ولی ایشان همان امکاناتی که برای پسرانشان به ویژه در زمینه تحصیلات فراهم می‏کردند، برای دخترانشان نیز فراهم کرده بودند.»(10) آن شهید بزرگوار همواره به دوستانش توصیه می‏کرد که با خانواده‏هایشان مهربان و رضایت آنها را به دست آورند. یکی از دوستان شهید می‏گوید: «قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، در تابستان سال 56 به توصیه ایشان برای مطالعه درباره اوضاع مسلمانان در خاور دور به ژاپن رفتم که کتاب «اسلام در ژاپن» محصول همین سفر است قبل از سفر، ایشان به من گفتند: حتما با کسب رضایت همسرتان به این سفر بروید و اگر نتوانستید ایشان را راضی کنید و بدون رضایت ایشان سفر رفتید، حتما در طول سفر از طریق نامه و تلفن با ایشان ارتباط داشته باشید و احوالشان را بپرسید و در بازگشت برای ایشان سوغاتی بیاورید.»(11)

شهید بهشتی به حقیقت، شخصیتی برجسته بود. با این که همواره مورد حمله لیبرالها و منافقین واقع می‏شد، اما با سعه‏صدری که داشت، هیچ‏گاه این آزار و اذیتها نتوانست او را احساساتی و از مسیر اعتدال و منطق خارج سازد.

دخترش می‏گوید: «وقتی به ایشان معترض می‏شدیم که چرا جواب تهمتها و افتراها را که دشمن بر ایشان می‏بست نمی‏دهید، در پاسخ می‏گفت: اینها، همه ریشه در حسادت افراد دارد. حیف وقتی که به خاطر صرف پاسخ‏گویی به این اراجیف تلف شود.»(12



برچسب ها: 7تیر1360-انفجاردفترحزب جمهوری اسلامی-اولین سیدالشهدای انقلاب ایران-زندگینامه شهید بهشتی-رئیس قوه قضائیه-72شهید حزب جمهوری اسلامی-منافقین-ترور-قضاوت-قوه قضائیه-،

نوشته شده در سه شنبه 6 تیر 1391 توسط شهرزاد
مقام معظم رهبری

موضوعات
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات