انجمن سری*ای که بر ضد نیرو*های شر فعالیت می*کرد. در طول تاریخ محافل و انجمن*های مختلف با اهداف گوناگونی به وجود آمده*اند. بعضی از آنها مدت*ها پیش از هم پاشیده و فراموش شده*اند ولی بعضی دیگر هنوز هم پا بر جا هستند.


اگرچه اطلاعات مربوط به این محافل معمولا به بیرون درز نمی*کند، اما همشهری سرنخ در شماره 54 خود یکی از آنها را که اتفاقا از شهرت زیادی هم برخوردار است معرفی کرده؛ محفلی عجیب و رمزآلود که در یکی از مشهورترین دانشگاه*های دنیا پایه*گذاری شده؛ محفل جمجمه و استخوان!

بخش*هایی از این گزارش در ادامه می*آید:


محفل جمجمه و استخوان یک انجمن مخفی است و پایگاه آن از بدو تاسیس تا به امروز در دانشگاه «ییل» در ایالت «کانکتیکات» آمریکا بوده است. از آنجا که این محفل بسیار اسرار*آمیز است و کسی نمی*داند که در جلسات مخفی اعضای آن چه می*گذرد، حرف*ها و شایعه*های زیادی پشت سرشان وجود دارد. شاید باور نکنید اما خیلی از حادثه*های مهم دنیا از تولید بمب اتم گرفته تا قتل کندی را به تصمیماتی که پشت درهای بسته این انجمن گرفته می*شود، نسبت داده*اند.

تولد یک انجمن سری


انجمن جمجمه و استخوان توسط دانشجوی جوانی به نام ویلیام هانتینگتون راسل تاسیس شد. راسل یک سال تمام در آلمان تحصیل*کرد و با اعضای فرقه*های سری مختلف نشست و برخاست کرد؛ ارتباطی که خیلی*ها آن را پایه و اساس راه*اندازی انجمن می*دانند. ویلیام بعد از بازگشت به کشورش دنبال فرصت مناسبی بود تا انجمن مشابهی را تشکیل بدهد. این فرصت در سال 1832 در زمان اختلاف انجمن*های مختلف دانشگاه بر سر اهدای جوایز فصلی به دست آمد. ظاهرا ویلیام راسل برای شرکت در این مراسم (که البته کمی هم سری بوده ) دعوت نشده بود. این مساله برای ویلیام گران تمام شد و او همراه یکی از همکلاسی*هایش به نام «الفونسو تافت» رسما انجمن مستقلی به نام محفل جمجمه و استخوان تاسیس کرد و این، آغاز ماجرای این انجمن اسرارآمیز بود.


انجمن اسرارآمیز


سمبل این انجمن از همان ابتدای تاسیس، تصویر اسکلت یک جمجمه و دو استخوان ضربدری، شبیه علامت دزدان دریایی بود که عدد 322 در قسمت پایین این سمبل نوشته شده بود. البته دلیل انتخاب این عدد مثل خیلی از مسائل انجمن، مشخص نیست. عده*ای معتقدند عدد 32 اشاره*ای است به سال تاسیس آن در سال 1832 و عدد دو هم به معنی هیات دوم است. طرفداران این فرضیه براین باورند که راسل، محفل را مستقیما طبق عقاید محفلی مشابه در آلمان پایه*گذاری کرده بود و آن را دومین هیات محفل آلمانی می*دانست. فعالیت دقیق این انجمن تا به امروز هم کاملا مشخص نیست اما این*طور گفته شده که پرستش الهه*ای به نام «یولوگیا» و طرح نقشه برای فتح جهان، از جمله فعالیت*های انجمن بوده و هست.

آن سوی دیوار*های انجمن


تعداد اعضای محفل جمجمه و استخوان زیاد نیست، چون این انجمن هر سال فقط 15 عضو می*پذیرد. همین مساله باعث شده که در هر دوره زمانی چیزی بیش از 800 عضو زنده در سراسر جهان نداشته باشد.


این انجمن تا به حال هیچ شعبه دیگری نداشته. البته در سال 1870، شعبه*ای در دانشگاه «وسلیان» به نام محفل جمجمه و استخوان بتا تشکیل شد اما عمر آن دو سال بیشتر طول نکشید، چون درسال 1872 اعضای انجمن جدید به خاطر ایجاد شعبه*های بیشتر برای محفل، با انجمن اصلی اختلاف نظر پیدا و به دنبال آن اعلام استقلال کردند. مدتی بعد هم نام انجمن خود را تغییر دادند و کلا خط مشی خودشان را از محفل اصلی جدا کردند. پذیرفته شدن در محفل اصلا آسان نیست و 15 عضو از میان ورودی*های هر سال با توجه به توانایی*های خاص و شرایط اجتماعی*شان انتخاب می*شوند و از آنها برای شرکت در انجمن دعوت می*شود. بعد از موافقت فرد، تازه سختی*ها شروع می*شوند و فرد منتخب باید برای نشان دادن لیاقتش یک*سری ماموریت*های ویژه انجام بدهد. اینکه این ماموریت*ها چه*چیزی هستند از یک فرد به فرد دیگر فرق می*کند ولی معمولا کارهای عجیب و غیر قابل پیش*بینی*ای هستند؛ از کلوچه فروختن دم در دانشگاه گرفته تا خواندن وسط درس استاد. شایعاتی هم وجود دارد مبنی بر اینکه پس از پذیرش نهایی، به هر عضو جدید 15 هزار دلار تعلق می*گیرد!


استخوان*های سخنگو!


بعد از عضوگیری نوبت به برگزاری جلسات می*رسد؛ بهتر است بدانید که جلسات مخفی انجمن در ساختمان اصلی آن که «مقبره» نامیده می*شود برگزار می*شوند. اعضای این انجمن به نام مخصوصی شناخته می*شوند. از آنجا که اسم آن محفل جمجمه و استخوان است، پس حتما می*توانید حدس بزنید که آنها به چه نامی خوانده شوند! بله، به هر عضو محفل«آقای استخوان» گفته می*شود. البته از آنجا که چند سالی است محفل عضو مؤنث هم می*پذیرد، احتمالا عنوان «خانم استخوان» هم تا چند وقت دیگر باب می*شود! نکته جالب اینجاست که در این محفل تا چند وقت پیش مردسالاری بود؛ یعنی هیچ زنی حق ورود به انجمن سری را نداشت. این درحالی بود که کلاس*های دانشگاه «ییل» از 1969 به صورت مختلط برگزار می*شد اما این فضای انجمن اسرارآمیز تا 19 سال پیش همچنان مردانه بود تا اینکه در 1991 قرار شد هفت نفر از 15 عضو انتخابی را دخترها تشکیل بدهند. در این بین بعضی از اعضا با ورود جنس مخالف به محفلشان مخالف بودند. به همین دلیل قفل*های «مقبره» را عوض کردند تا از ورود آنها جلوگیری کنند. در نهایت قرار شد تمام اعضای آن دوره انجمن با یک رأی*گیری تکلیف را روشن کنند. در آخر هم رأی به نفع خانم*ها تمام شد اما یک روز قبل از مراسم عضویت آنها، گروهی به رهبری «ویلیام باکلی» از مقامات قضائی نامه*ای گرفتند که فعلا ورود زنان به محفل ممنوع است و قوانین انجمن باید بازنگری شوند. در مقابل، گروهی هم به سرپرستی «جان کری» از حضور زنان در انجمن حمایت می*کردند. بحث بین این دو گروه حسابی بالا گرفت و حتی مجله نیویورک تایمز در آن روزها صفحه اول خود را به این خبر اختصاص داد. بالاخره یک سال بعد در 1992 رأی*گیری دیگری انجام شد که نتیجه*اش پیروزی مجدد خانم*ها بود و از آن زمان تا به حال، انجمن عضو زن هم می*پذیرد.