بانک مقالات ضدشیطان پرستی ، ضد فراماسونری ،ضد اومانیسم وضد صهیونیسم anti666
اندكی صبر ظهور نزدیك است...

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

غیرقابل انکاراست : 1-اجرای احکام حقوقی وجزایی 2-اجرای احکام خمس ، زکات ، جزیه و خراج و مدیریت آن
3-وحدت اسلامی مردم 4-نجات مردم مستضعف ومحروم ازچنگال ظالمین وستمکاران براساس حدیث شریفه(( کونوا للمظلوم عونا وللظالم خصما)) 5-اجرای احکام دفاع ملی وتهیه وتدارک ابزار دفاعی بر اساس آیه شریفه : ((واعدوا لهم ما استطعتم با لقوه ومن ربا ط الخیل ترهبون به عدوالله وعدوکم)) درروایتی حضرت امام زمان(عجل الله فرجه الشریف) برای امور مردم بعد ازغیبت صغری فرمودند که به فقها وعلماء دین مراجعه نمایید و این روایت نیز یکی دیگر از استنادات امام خمینی مبنی براثبات حکومت فقها درجامعه است.

حضور و نظارت ولی فقیه اثرات فراوانی دارد که از آن جمله می توان به این آثاراشاره کرد:

1-ممانعت ازفرسودگی وکهنگی دین مبین اسلام

2-قرار گرفتن مردم درراهی معین وعدم افساد وفساد ملت . درحکومت اسلامی که ولایت فقیه درراس آن قراردارد طرز و روش حکومت خود رایی، استبدادی و دلخواهی نیست بلکه حکومت قانون است و منحصر به حاکمیت خداوند متعال وفرمان اوست چون که خداوند قادر هرگز در هیچ برهه ای از زمان بندگان خود را، حتی لحظه ای بدون ولی و رهبر رها نمی کند و رهبری فقهاء هم درجامعه بخاطر اجرای فرامین الهی است که (( پیروی ازقوانین الهی وحکم الهی برای رئیس ومرئوس متبع است))، حکومتی که اسلامی وزیر نظر فقهاست سلطنتی نیست و با حکومتهای ظالمانه متفاوت است .

حکومت دراسلام و در نظام ولایت به مفهوم تبعیت ازقانون است و فقط قانون است در جامعه حکمفرمایی دارد. در حکومت اسلامی ولی فقیه بگونه ای عمل می کند که مردم در رفاه بسر برند و از زحمت و رنج بیهوده دور باشند لذا اینجاست که امام خمینی فرمود((تشکیلات اداری زائد و طرز اداره توام با پرونده سازی و کاغذ بازی ازاسلام بیگانه است )) درحکومت اسلامی اجرای احکام سریع و ساده است. آن طرزی که اسلام برای احقاق حقوق و حل دعاوی و اجرای حدود وقانون جزا تعیین کرده است . بسیار ساده، عملی وسریع است .

حکومت اسلامی حکومت قانون است نه خودسری و نه حکومت اشخاص برمردم با نگاهی به این فرمایش امام خمینی درمی یابیم که تنها دراین نوع حکومت است که عدالت اجتماعی مطرح می باشد لذا امام خمینی این مطلب را که یکی دارای آپارتمانها باشد وعده ای بی خانمان را با حکومت اسلامی و ولایت فقیه بیگانه می داند.

امام خمینی تنها برای فقیه علم به قوانین را ضروری نمی داند بلکه آنرا ازشرایط لازم ولی فقیه دانسته و تاکید دارد که کارگزاران نیز باید قوانین مرتبط با کار خود را بدانند ومی فرماید: اگر زمامدارمطلب قانونی را نداند لایق حکومت نیست. و در ادامه تاکید می کند :معاونین و صاحب منصبان ومامورانی که به شهرستان فرستاده می شوند باید قوانین مربوط به کارخود را دانسته و در موارد دیگر ازمصدر امر بپرسند.

 از آنجا که اسلام دین اخلاق و معنویت است زمامدار درنظام اسلامی بایستی ازکمال اعتقاد و اخلاقی برخوردار بوده و ضمن دارا بودن عدالت، دامنش به معاصی آلوده نباشد که اگر زمامداری امور بدست ولی فقیه باشد نه تنها خودش عاصی وگنهکار نیست بلکه جامعه را از آلودگی به معاصی و فساد حفظ می کند لذا زمامدار حکومت اسلامی فقهاء هستند و اگر خدای ناکرده حرکتی مغایر با شئون احکام اسلامی انجام دهند بخودی خود از حکومت منعزلند .

امام خمینی با استناد به حدیثی ازحضرت امام جعفرصادق (علیه الصلاه والسلام) که فرمودند : (الملوک حکام علی الناس والفقهاء حکام علی السلاطین) با ترجمه: پادشاهان حاکم برمردمند و فقها حاکم برپادشاهان.

وبه استناد به حدیثی ازامیرالمومنین علی ابن ابیطالب (ع) که فرمود : (العلماء حکام علی الملوک) با ترجمه : علماء حاکم برممالک و سلاطین هستند، ولایت فقیه را ولایت رسول الله (ص) معرفی نموده و بر لزوم اطاعت همه مردم ازولی فقیه تاکید می نماید. ازنظر امام خمینی دراین مبحث که ولایت ولایت فقیه را ولایت معصومین (سلام الله علیهم) می داند صحبت از مقام معنوی و عصمت ائمه اطهار(علیهم السلام) نیست بلکه از وظیفه ایشان صحبت می شود و از راه و روش و حرکت آن بزرگواران صحبت درمیان است و چون از دید ایشان ولایت حکومت و اداره کشور و از سویی اجرای قوانین شرعیست معتقدند که ولایت تنها یک وظیفه است و نه مقام و امتیاز خاص چرا که ولایت را مردم می خواهند و ولایت هم امریست اعتباری عقلایی که قیومیت ملت است درباب رهبری جامعه ودرآن شخص یا فرد خاصی مطرح نیست یعنی دربحث ولایت مهم نیست فرد چه کسی باشد حتی اجتماع فقهاء برای تشکیل حکومت عدل عمومی مطرح است بلکه این بحث وظیفه اصل است که فقیه بتواند این وظایف را انجام داده وحرکت ائمه (ع) وانبیاء (س) را ادامه دهد .

دربحث ولایت فقیه مقامات معنوی سوای بحث ولایت است زیرا در ولایت فقیه که درمقابل ولایت تکوینی امامان معصوم(ع) است امراعتباری مطرح شده و نه تکوینی که تکوینی بدین گونه بوده که ولی به همه ذرات عالم نفوذ داشته وهمه ذرات عالم به اشاره او بوده است و وقتی مقام معنوی درکنار ولایت قرارمی گیرد آنرا از اعتباری خارج و به تکوینی تبدیل می نماید پس معنویت ولایت نمی آورد اما همواره قابل احترام و تجلیل است مانند حضرت فاطمه (سلام الله علیها) که صاحب مقامات معنوی انکارناپذیری است و حلقه اتصال نبوت با امامت معصومین (ع) می باشد اما دارای ولایت نیست.

لذا امام خمینی تاکید دارند که در ولایت فقیه آنچه اصل است انجام ماموریت و وظیفه انبیاء وائمه (ع) است و چون بحث ادامه حرکت انبیاء ومعصومین (ع) مطرح است با توجه حدیث شریفه: (الفقهاء امناء الرسول ) با ترجمه : فقها امین رسول الله (ص) هستند حاکمیت متعلق به فقهاست که امام خمینی علمای اسلامی را موظف می کند که اسلام و احکام آنرا گسترش داده و به مردم دنیا معرفی نمایند و احکام حقیقی اسلام را بین مردم گسترش دهند.

 نبی مکرم اسلام (ص) در دعایی که مورد دیگر مستند امام خمینی است می فرماید:((الهم ارحم خلفائی)) یعنی خدایا رحمتت رابرخلیفه های من نازل کن که حضرت امام خمینی می فرماید : منظورازخلفاء دراین دعا فقهای اسلامند و ازخلافت به عنوان جانشینی (تمام شئون نبوت نام می برد و به استناد حدیث شریفه (العلماء ورته الانبیا) نیزمی توان گفت منظور از خلیفه الله و خلیفه الرسول (ص) فقها و علمای بزرگوار اسلامند و پیرو همین امر امام خمینی ازحوزه های علوم دینی می خواهد که برای حفظ اسلام خود را مجهزبه تشکیلات و لوازم و قدرتی بدین منظور نماید وح فظ اسلام را واجب تر از نماز می داند.

 دراین بحث امام خمینی معتقد است که اسلام آمد تا به جامعه نظم بدهد و حکومت برای تنظیم امور جامعه است لذا دو هدف عالی برای حکومت بدین عناوین تشریح می کند:

1- حذف طاغوت و برقراری حق که درنتیجه آن باید گفت:جاء الحق وزهق البا طل.

2-نجات مظلومین ازدست ستمکاران که تحقق آیه شریفه ((ونرید ان من علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم الائمه ونجعلهم الوارثون)) می باشد .

ایشان با ا فتخا ر ازمرام حکومتی امامان معصوم (ع) نام برده و دستورات حکومتی نهج البلاغه را سبیل و راه نجات انسانها و جوامع بشری معرفی و به شهادت ائمه اطهار(ع) در راه تشکیل حکومت عدل که لازمه ولایت فقیه است افتخار می کند. انگیزه هایی را برای تشکیل حکومت اسلامی بعنوان وظایف ولی فقیه ازکلام گوهربا ر امام خمینی میتوان بدین شرح استنباط نمود:

 الف: دفاع از آزادیهای سا لم و مشروع و جلوگیری از آزادیهای مخرب و غربی که سبب فساد جامعه مخصوصاً گمراهی جوانان خواهد شد.

 ب: توجه به علم وصنعت و تمدن و اختراعات و اکتشافات و حمایت از صاحبان آنها بشرطی که با هدف سعادت بشری همراه باشد.

 ج: اهمیت به مسائل جوانان

د: بسط عدالت اجتماعی وتحقق کامل آن

ه: اهمیت به مراکز تعلیم و تربیت بخصوص اهمیت به حوزه ها ودانشگاهها

و: توجه کافی به نیروهای مسلح برای حفظ آمادگی کاملشان برای دفاع ملی

ز: نظم قوای سه گانه اجرایی، مقننه وقضایی

ح : رسیدگی به حال محرومان ومستضعفان جامعه امام خمینی درباب غفلت ازسیاسی بودن احکام اسلام این غفلت راباعث بروز مصیبتها می داند و همه احکام اسلام را عبادی سیاسی خوانده و در وصیت نامه سیاسی الهی خود ضمن فراخوان مسلمین به پیروی از ائمه معصومین (ع) و فرهنگ سیاسی، اجتماعی می فرماید: اسلام وحکومت اسلامی پدیده الهی است.

 ولایت فقیه اقامه حکومت حق برای نفع مستضفان از بزرگترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است. آزادی درحکومت و ولایت فقیه حائز اهمیت فراوانیست که امام خمینی فقهاء را والی حکومت می داند و با این انگیزه که نباید گذاشته شود قوانین اسلام معطل بماند یا در اجرای آن کم و زیاد گردد مردم و مسئولین را در دایره مقررات شرعی آزاد می داند و اعلام می دارد کسی حق ندارد آزادیهای شرعی را ازمردم سلب کند که فرمایش امام خمینی در باب آزادی درنظام ولایت فقیه بدین شرح است :

مردم ومسلمان دردایره مقررات شرعی آزادند یعنی بعد از آنکه طبق مقررات شرعی عمل کردند کسی حق ندارد بگوید اینجا بنشین یا آنجا برو، این حرفها درکار نیست آزادی دارند و حکومت عدل اسلامی چنین است، همه درسایه قانون با امنیت کامل بسر می برند و هیچ حاکمی حق ندارد خلاف مقررات و قانون شرع مطهر قدمی بردارد.

امام خمینی مرجع امور را علمای اسلام می داند با استفاده از آیه ششم سوره احزاب که خداوند فرموده: النبی اولی بالمومنین من انفسهم؛ یعنی نبی برای رهبری مومنین اولی است ازخودشان و به استناد با احادیث شریفه: العلماء ورثه الانبیاء  و الفقهاء امناء الرسول؛ ضمن تاکید براین موضوع منصب ولایت را برای علماء ثابت می داند. ازنظر امام خمینی حکم ولی فقیه حکم حکومتی است پس برای فقیه دیگر نیز واجب الاطاعه است مثل حکم میرزای شیرازی در تحریم تنباکو که نوعی حکم حکومتی بود و حکم میرزامحمد تقی شیرازی در جهاد و دفاع ملی وحکم مرحوم کاشف الغطاء که همه این احکام را باید احکام حکومتی یا احکام سیاسی اسلام خواند که البته درعصر فعلی مراجع و علماء درباب ولایت فقیه به نظر امام خمینی اعتقاد دارند؛ ازجمله آیت الله العظمی گلپایگانی وآیت الله العظمی اراکی و آیت الله یوسف صانعی در این زمینه نظرات کارشناسانه موکدی دارند.

 امام خمینی تاکید می کند درحکومت اسلامی و نظام ولایت فقیه کارهای حکومت بدست کارشناسان امین و خردمندان معتقد به اسلام سپرده شود و می فرماید: ((این مقام حکومت و منصب نیست که به انسان، شان و منزلت معنوی می دهد بلکه این منزلت و مقام معنوی است که انسان را شایسته برای حکومت و مناصب اجتماعی می سازد .))

 با نگرشی بر کلام فوق الذکر از امام خمینی به اهمیت فضائل اخلاقی و انسانی در نظام ولایت فقیه پی می بریم . مسلمین ناگزیر به داشتن ولی فقیه هستند که بدینوسیله ازفساد وگمراهی و ذلالت در امان باشند زیرا فقهاء اوصیاء دست دوم رسول گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم هستند و مرجع امور مسلمان هم نمی شود غیر مسلمان باشد که خدای ناکرده خلاف شرع یا ظلمی درحق مسلمان با وجود حاکم غیر مسلمان جاری خواهد شد و در اسلام نیز علماء و فقها هستند که به فرمانروایی منصوبند و منصبهای ایشان برای همیشه محفوظ است و مسلمین نیز درهمه زمانها باید به آنها مراجعه کنند.

 از آنجا که نظارت و حکومت وظیفه انبیاست چنین امری وظیفه ولایت فقیه نیزمحسوب و منظور می گردد و اطاعت از ولایت فقیه بر همگان واجب است و حکومت و ولایت نیز در این زمان با فقها می باشد تا فرج و ظهور امام عصر حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) انجام گیرد .

 پس از این مطالب در مرحله عمل که نگاه کنیم می بینیم امام خمینی با تشکیل حکومت جمهوری اسلامی و ایجاد نهادهایی بصورت ذیل در راستای انگیزه ها، اهداف و وظایف مطروحه نظام ولایت فقیه گامهای موثری برداشته است من جمله ازاقدامهای ذیل می توان نام برد که اختیارآن برعهده ولی فقیه زمان است براساس قانون اساسی مصوب ملت:

 1- تنفیذ حکم ریاست جمهوری اسلامی واختیار عزل او هم دست ولی فقیه است که بدین صورت اختیار قوه مجریه دردست ولی فقیه می باشد.

 2- نظارت برکار مجلس شورای اسلامی توسط ولی فقیه و در اختیارداشتن حق انحلال مجلس توسط ولی فقیه ونظارت برقوانین مصوب این نهاد قانونگزاری از طریق شورای نگهبان که تعیین فقهای این شورا برعهده ولایت فقیه است و تا زمانی که نظریه تایید کننده شورای نگهبان نباشد قوانین مصوب مجلس بلااعتبارخواهد بود.

 3- یکی دیگر از وظایف ولی فقیه نظارت برقوا و تنظیم امور قوای سه گانه اجرایی، قضایی و قانونگزاریست که با تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام مقدس جمهوری اسلامی با عضویت سران سه قوه در همین راست.

 4- اجرای احکام دفاع ملی یکی دیگر ازدلایلی بوده که ضرورت وجود ولایت فقیه را می سازند که در همین رابطه از اقدامات امام خمینی تشکیل شورای عالی امنیت ملی است که زیر نظر مستقیم ولایت فقیه عمل می کند.

 5- توجه به قوای مسلح نیز از دیگر وظایف ولی فقیه ذکرشدکه تعیین فرماندهان نیروهای مسلح و عزل آنها نیز در حال حاضر توسط ولایت فقیه صورت می گیرد.

 6- اجرای احکام حقوقی و جزایی از وظایف دیگر ولی فقیه ذکرشده که امام خمینی دراین نظام عزل و نصب عالیترین مقامات قضایی کشور را قانوناً برعهده مقام عظمای ولایت فقیه گذارد.

درخاتمه این بحث نتیجه می گیریم که ولایت فقیه برای سعادت جامعه بشری امری انکار ناپذیر است و ضرورت دارد که فقیه، رهبر و والی و زمامدار مملکت باشد البته فقیه جامع الشرایط و ولایت غیرفقیه اعتباری ندارد.

اطاعت ازولایت فقیه نیز برهمه مردم وحتی فقهای دیگرلازم است و واجب و دراین اطاعت پذیری همه علماء و فقها متفق القول می باشند .

 ولایت فقیه نیز یعنی ولایت رسول الله (ص) و ولایت امیرالمومنین علی ابن ابیطالب (ع) و ولایت ائمه معصوم(ع) که در اصل ولایت الله است می باشد و ولایت فقیه امری اعتباری است و نه تکوینی و این ولایت یک مقام معنوی خاصی برای فرد ایجاد نمی کند و از او یک انسان غیرعادی نمی سازد.

 درمعنای حقیقی کلمه ولایت فقیه مظهرهمه خوبیها و راهبری های صحیح است و آئینه تمام نمای مدیریتی رسول الله (ص) می باشد .

درنظام ولایت فقیه تصمیم سازنده امور مردم هستند یعنی تصمیم سازی برعهده مردم است و تصمیم گیری نهایی برعهده ولی فقیه و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران عینیتی است از مرحله عملی نظام ولایت عظمای فقیه که بررسی این نظام که بنیانگزارآن امام خمینی است برمردمی بودن ولایت فقیه و حکومت اسلامی تاکید می کند بدین نحو که مردم با شرکت درهمه پرسی قوانین اساسی نظامشان را تعیین می کنند، با شرکت در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری خط مشی اجرایی و دولت و با شرکت در انتخابات مجلس خبرگان رهبری از طریق نمایندگان منتخب خود دراین مجلس رهبری انقلاب اسلامی را تعیین می کنند و بعبارتی صریح نظام ولایت فقیه تنها نظامیست که به تمام معنا مردمی اداره می شود و هیچ حکومت دموکراسی درمردمی بودن ونظام مندی نمی تواند با نظام ولایت فقیه و حکومت اسلامی رقابت کند .

 

منبع : www.sanayenews.com

محمد علی روشن



نوشته شده در شنبه 6 خرداد 1391 توسط شهرزاد
مقام معظم رهبری

موضوعات
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات