بانک مقالات ضدشیطان پرستی ، ضد فراماسونری ،ضد اومانیسم وضد صهیونیسم anti666
اندكی صبر ظهور نزدیك است...

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

موضوع: امامت -ولایت فقیه -شبهات و پاسخ ها -



پاسخ پاسخ :
به نظر می‏رسد مفهوم ولایت، فقیه، به خصوص معنی "مطلقه" برای پرسش كننده روشن نیست.
برای شفاف شدن پاسخ و رسیدن به حقیقت لازم است سئوال كالبد شكافی و تحلیل شود و به چند سئوال تبدیل گردد. نخست، مفهوم ولایت مطلقه فقیه روشن شود. پس از آن به "چرایی" آن یعنی چرا ولایت فقیه باید مطلقه باشد،پاسخ داده شود، سپس به چرایی دوم، یعنی چرا ولایت فقیه انتصابی یا نیمه انتخابی است و با رأی مستقیم مردم انتخاب نمی‏شود و آیا مفهوم ولایت مطلقه فقیه پاسخ شفاف این سئوال مبتنی بر این است كه مفهوم چند موضوع روشن شده باشد: مفهوم ولایت و فقیه و مطلقه. پس از روشن شدن مفهوم مفردات سئوال، به تبین مفهوم تركیبی آن می‏پردازیم. ولایت: واژه "و - ل ی" ریشه ولایت به كسر و فتح "واو" از پر استعمال‏ترین واژه‏های قرآن كریم است كه به صورت‏های مختلف (اسم و فعل) بیش از 230 بار به كار رفته است.
راغب اصفهانی در مفردات القرآن درخصوص كلمه "ولایت" می‏گوید: ولایت به كسر واو به معنی "نصرت" است، اما به فتح واو، به معنی تصدی و صاحب اختیار یك كار است. گفته شد كه معنی هر دو، یكی است و حقیقت آن تصدی و صاحب اختیاری است.
مفهوم فقیه: برای تبیین مفهوم "فقه و فقیه" ذكر مقدمه‏ای را لازم می‏بینیم، تا گستره آن روشن گردد. علمای اسلامی، تعالیم اسلامی را سه قسمت می‏دانند؟
1 - معارف و اعتقادات یا جهان‏بینی و اصول اعتقادی،
2 - اخلاقیات فردی و اجتماعی و مسایل تربیتی،
3 - احكام و مسایل عملی
در این قسمت، احكام و قوانین و مقررات اسلام در مسایل عبادی، اقتصادی، تجاری، فرهنگی، سیاسی، مقررات مدنی و اجتماعی، آداب خاص در زندگی فردی و غیره تحت عنوان واجبات محرّمات، مستحبات مكروهات و مباحات یا احكام تكلیفی و نیز احكام وضعی بیان می‏شود.
واژه فقه در لغت به معنی فهم عمیق است و در قرآن و روایات مكرر به "تفقّه" در دین توصیه شده است. از مجموع آن‏ها استنباط می‏شود كه نظر اسلام این است كه مسلمانان اسلام را در همه شئون و در هر سه قسمت‏
عمیقاً و از روی كمال بصیرت درك كنند. به بیان دیگر: از این منظر، فقیه كسی است كه اصول اعتقادی و
اخلاقی و احكام و قوانین و مقررات عملی را به طور عمیق و تفصیلی از منابع اسلامی (كه عمدتاً قرآن و روایات است) بفهمد و استنباط كند.
فقیه برای فهم دقیق و استنباط عمیق مقررات و احكام اسلام از منابع فقه، باید بر علم زیادی تسلط داشته باشد از جمله: ادبیات غرب، تفسیر قرآن مجید، منطق، علم حدیث، علم رجال و علم اصول فقه ر. ك: شهید مطهری، آشنایی با علوم اسلامی - اصول فقه - فقه، ص 16. كلمه فقه از قرن دوم در مورد قسم اخیر یعنی احكام و مقررات عملی اصطلاح شد. بنابراین: فقیه كسی است كه مقررات عملی اسلام را در همه عرصه‏های عبادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی (مدنی)، اقتصادی، تجاری و به طور دقیق و عمیق بفهمد و قدرت استنباط آن را از روی منابع و مدارك داشته باشد و بتواند آن را بر
مصادیق و مسایل روز منطبق سازد.
مفهوم مطلقه
لغت‏نامه‏ها برای لفظ مطلق (مذكر) یا مطلقه (مؤنث) معانی بسیاری ذكر كرده‏اند. لغت نامه دهخدا می‏نویسد: مطلق به معنی بی قید و شرط، آزاد و رها، بدون چون و چرا، مقابل مشروط و مشروطه هم چنین به معنی عموم و شمول یا عامی است كه شایع در جنس افراد ماهیت خود باشد و همه افراد و حصه و اموری را كه مندرج تحت امر مشتركی هستند شامل می‏شود.
علی اكبر دهخدا، لغت نامه، ج 13، واژه مطلق.
از مجموع آن چه در لغت آمده، به دست می‏آید كه مفهوم "مطلقه" در اصطلاح سیاسی با مفهومش در اصطلاح فقهی و اصولی متفاوت است.
در آیین سیاسی، مطلق به معنی حكومت مطلقه است و "ابسولوتیسم" بر حكومتی اطلاق می‏شود كه‏ P Absoloutism}
دارای قدرت مطلقه و نامحدود باشد، اعم از این كه حكومت در دست یك نفر باشد یا چند نفر و به صورت شورایی و حزبی و تشكیلاتی. در این تفكر سیاسی، زمامدار بر اموال و حیات همه چیز مردم حاكم است؛
حقوق و قدرتش نامحدود است و حتی حقوق طبیعت یا حقوق طبیعی هم آن را محدود نمی‏سازد.
بهاءالدین پازادگاد، مكتب‏های سیاسی، ص 3 - 2.
اما مفهوم مطلقه در اصطلاح فقهی با آن چه در لغت یا آیین سیاسی مطرح است، متفاوت می‏باشد. در مباحث فقهی و اصولی. مطلق یا مطلقه در مقابل مقید و مشروط به معنی "عموم و شمول" است كه مفهومی كاملاً تخصصی دارد. به هیچ وجه به معنی آزاد و رها، بی قید و شرط نیست كه یك فرد یا چند نفر تحت عنوان حزب یا تشكیلاتی، دارای چنان قدرتی باشند كه حتی حقوق طبیعت یا حقوق طبیعی هم نتواند آن را محدود سازد.
بنابراین، باید مفهوم "مطلقه" را كه با "ولایت فقیه" همراه شده، با نگاه فقهی و معنی ویژه و تخصصی آن ملاحظه نمود.
منظور از ولایت مطلقه فقیه چیست؟
منظور این است: هر گونه ولایت و اختیاراتی را كه امام معصوم‏علیه‏السلام برای اداره جامعه دارا بوده، به ولی فقیه منتقل می‏شود. به عبارت دیگر: هر فردی كه با جُهد وافر و تلاش پیگیر خویش توانسته احكام و قوانین اسلامی را به صورت عمیق بفهمد و آن را بر مصادیق و مسایل روز تطبیق دهد و قدرت استنباط دقیق احكام فردی و اجتماعی و وظایف اولی و ثانوی و حكومتی را از روی منابع فقهی داشته باشد، متصدی مطلق اختیاراتی است كه امام معصوم‏علیه‏السلام در صحنه سیاست و عرصه حكومت و اداره جامعه داشته است.
دقت شود: ولایت مطلقه فقیه به معنی برخورداری فقیه از همه اختیارات و انواع ولایت‏های‏
امام معصوم‏علیه‏السلام نیست، بلكه متصدی اختیارات و انواع ولایت‏هایی است كه در صحنه سیاست و عرصه حكومت و اداره جامعه نقش داشته است.
بدیهی است كه "ولایت تكوینی" یا ولایتی كه به شخصیت و شرافت پیامبرصلی الله وعلیه وآله و امام معصوم‏علیه‏السلام باز می‏گردد، به ولی فقیه منتقل نمی‏شود.
امام خمینی (ره) در مورد این كه حوزه ولایت فقها در گستره‏ای است كه پیامبر اكرم صلی الله وعلیه وآله و ائمه‏علیهم‏السلام‏
داشتند، می‏فرماید:
"فقها از طرف امام‏علیه‏السلام حجت بر مردم هستند. همه امور و تمام كارهای مسلمین به آنان واگذار شده است...
این توهم كه اختیارات حكومتی رسول اكرم‏صلی الله وعلیه وآله بیشتر از حضرت امیرعلیه‏السلام بود یا اختیارات حكومتی حضرت امیرعلیه‏السلام بیش از فقیه ا ست، باطل و غلط است. البته فضایل حضرت رسول اكرم‏صلی الله وعلیه وآله بیش از همه عالم است و بعد از ایشان فضایل حضرت امیر علیه‏السلام از همه بیشتر است، لكن زیادی فضایل معنوی، اختیارات حكومتی را افزایش نمی‏دهد. همان اختیارات و ولایتی كه حضرت رسول و دیگر ائمه‏علیهم‏السلام در تدارك و بسیج سپاه، تعیین ولایت و استانداران، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختیارات را برای حكومت فعلی فقیه قرار داده است".
امام خمینی، ولایت فقیه، ص 55.
در مورد این كه حدود ولایت و اختیارات امام معصوم علیه‏السلام در عرصه حكومت چقدر بوده، دیدگاه‏های متفاوتی هست برخی برای امام سه نوع ولایت، و برخی پنج و بعضی دیگر از فقها برای امام معصوم نه نوع ولایت عنوان كرده‏اند.
عباسعلی عمید زنجانی، فقه سیاسی، انتشارات امیركبیر، ج 2، ص 318.
با توجه به این كه این گونه تقسیم‏ها امری اعتباری است، نه واقعی، باید گفت: "هركسی كه معتقد است همه انواع ولایت نه گانه از طرف امام علیه‏السلام به فقیه منتقل می‏شود، پس معتقد به ولایت مطلقه فقیه شده است، و هر كسی كه معتقد باشد قسمتی از ولایت‏های امام علیه‏السلام به فقیه منتقل می‏شود. پس معتقد به ولایت مقیده فقیه است.
با توجه به روشن شدن مفهوم "ولایت مطلقه فقیه" و تمایز و تشخص مفهوم مطلقه در اصطلاح فقهی با مفهوم لغوی و سیاسی آن نتیجه می‏گیریم كه حكومت مبتنی بر ولایت فقیه، حكومتی است كه:
1 - با سایر حكومت‏ها تفاوت ماهوی و شكلی دارد و مانند هیچ یك از حكومت‏های موجود دنیا نیست. امام خمینی (ره) می‏فرماید: "حكومت اسلامی هیچ یك از انواع طرز حكومت‏های موجود نیست، مثلاً استبدادی نیست كه رئیس دولت مستبد و خودرأی باشد. مال و جان مردم را به بازی بگیرد و در آن به دلخواه‏
دخل و تصرف كند. و هر كس را اراده‏اش تعلق گرفت، بكشد و هر كس را خواست، انعام كند! هر كه را خواست، تیول بدهد و املاك و اموال ملت را به این و آن ببخشد. رسول اكرم‏صلی الله وعلیه وآله‏و حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام و سایر خلفا هم چنین اختیاراتی نداشتند. حكومت اسلامی نه استبدادی است، نه مطلقه، بلكه مشروطه‏
است" یكسان نیست. امام خمینی (ره) در تبیین مفهوم مشروطه و چگونگی آن می‏فرمایند: "مشروطه از امام خمینی، ولایت فقیه، امیركبیر، چاپ 1357، ص 52، به نقل از هفته نامه شما، - پنج شنبه، 16 اسفند 1380، شماره مسلسل 254، ص 6.
این جهت كه حكومت كنندگان در اجرا و اداره، مقید به یك مجموعه شرط هستند كه در قرآن كریم و سنت رسول اكرم‏صلی الله وعلیه وآله‏معیّن گشته است. مجموعه مشروط همان احكام و قوانین است كه باید رعایت و اجرا شود. از
این جهت حكومت اسلامی، حكومت قانون الهی بر مردم است".
همان.
2 - حكومتی است مبتنی بر ایدئولوژی و عقاید اسلامی و تنها در جامعه‏ای به فعلیت می‏رسد و قابل اجرا است كه اكثر مردم آن مسلمان و شیعه پیرو امامان معصوم‏علیهم‏السلام باشند. جامعه‏ای كه اكثر آن ماركسیست یا مسیحی و یا یهودی باشند، هیچ گاه حكومتی را كه مبتنی بر احكام و قوانین اسلامی و ولایت فقیه باشند نمی‏پذیرند.
3 - جامعه‏ای كه اكثر آنان به حاكمیت قوانین و احكام اسلامی و ولایت فقیه رأی داده‏اند و فقها را بر حسب عقایدشان، نایبان و جانشینان امامان می‏دانند و در زمان غیبت امام زمان (عج)، حاكمیت هر فردی غیر از فقها را حاكمیت طاغوت می‏دانند. همان گونه كه امام صادق‏علیه‏السلام حاكمیت حاكم و سلطان را كه فقیه نباشد، حاكمیت طاغوت معرفی كرده است.
كلینی، اصول كافی، ج 1، ص 86، ترجمه سید جواد مصطفوی.
نتیجه: پس در پاسخ "چرا ولایت فقیه باید مطلقه باشد" گفته می‏شود:
اوّلاً؛ مفهوم مطلقه در اصطلاح فقهی با آن چه در لغت و آیین سیاسی و افكار عمومی جامعه رایج است، تفاوت اساسی دارد.
ثانیاً جامعه‏ای كه اكثریتشان مسلمان شیعی مذهب و پیرو امامان معصوم‏علیهم‏السلام هستند، طبیعی است كه برای "فقها" ولایت مطلقه از طرف امامان معتقد باشند، زیرا بنابر عقیده شیعه مسئولیت مهم تشكیل حكومت و اجرای احكام الهی و تحقق اسلام، در زمان غیبت امام عصر (عج) و به نیابت از آن حضرت، برعهده فقها
می‏باشد چون در روایاتی كه از پیامبرصلی الله وعلیه وآله و ائمه‏علیهم‏السلام به ما رسیده است، از علما و فقها به "حافظان دین، امینان و امانت داران پیغمبر، جانشینان رسول، وارثان انبیا و حصون اسلام یعنی حصار محكم و حفاظت‏ كافی، ج 1، ص 39، حدیث 5 و 2، ترجمه حاج سید جواد مصطفوی كمال الدین، ج 2، ص 484.
كننده آن" تعبیر شده است. این تعبیرها بیان كننده وظایف و مسئولیت این گروه است و نشان می‏دهد همه اموری كه به عهده پیامبران است، در وظیفه فقها قرار می‏گیرد، زیرا آنان امانتدار رسولان الهی هستند. از جمله‏
امانت‏ها، احكام الهی و جامعه می‏باشد كه پیامبران باید احكام را از خطر تعطیل شدن حفظ كنند و نیابت و جانشینی و امانت داری در احكام بدون ولایت و داشتن اختیارات اجرایی نمی‏تواند مانع از تعطیلی و فراموشی آن بشود. از دیگر دلایل مكتوبه حضرت ولی عصر (عج) به اسحاق بن یعقوب است كه فرمود: "و اما الحوادث الواقعة...؛ در مورد رویدادهای زمان [ مسایل سیاسی و اجتماعی، فقهی و فرهنگی و غیر آن ] به راویان‏ كمال الدینی، ج 2، ص 484.
حدیث‏ها [ حدیث شناسان و آگاهان به احكام خدا و دستورهای الهی ] رجوع كنید زیرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر فقها هستم".
این جمله تعلیل جمله اول یا لااقل حكمت آن است. مراجعه به فقیه به این دلیل واجب است كه آنان "حجت من" بر شما هستند و من "حجت خدا" بر فقها می‏باشم. نه عذر و بهانه‏های نمی‏دانستم شما نزد خدا پذیرفته است و نه عذر و بهانه‏های فقها.
تحلیل روایت: حضرت با همان سیاق و بیانی كه فرمود: "فانهم حجتی علیكم" فرمود: "و أنا حجة الله علیهم". همان گونه كه امام زمان (عج) در همه امور اسوه و حجت الهی است و اطاعتش واجب می‏باشد، فقیهی كه همه شرایط و صلاحیت‏های فتوا دادن و زعامت و رهبری را دارد و منتخب خبرگان امت به عنوان "ولی امر" می‏باشد، نیز واجب الاطاعه در همه امور و لااقل در امور حكومتی كه مصداق بارز "حوادث واقعه" می‏باشد،
است. امام خمینی (ره) با تمسك به اخبار از جمله روایات مقبوله عمر بن حنظله از امام صادق علیه‏السلام‏ اصول كافی، ج 1، ص 86، ترجمه سید جواد مصطفوی.
مطلقه بودن ولایت فقیه را با مفهوم خاص فقهی‏اش در كتاب ولایت فقیه بیان فرموده است. این حدیث عدم پذیرش‏
حكم فقیه عارف به احكام الهی را، موجب استخفاف حكم خدا و نیز نپذیرفتن ائمه‏علیهم‏السلام دانسته، سپس فرموده "والراد علینا، الرّاد علی الله و هو علی حدّ الشرك بالله؛ آن كه ما را رد كند، خدا را رد كرده و این در مرز شرك به خدا است".
حكومت و ولایت فقها قبل از تشكیل حكومت، مطلقه است، اما در صحنه سیاست كه آمدند، "مشروطه" می‏شود، یعنی ولایت فقیه از دیدگاه اسلامی از جهتی مطلقه است، زیرا همه اختیاراتی را كه امام معصوم علیه‏السلام در
عهد حكومت و فعلیت یافتن ولایت، برخوردارند، به فقیه منتقل می‏شود، اما از جهتی مطلقه نیست، زیرا فعلیت یافتن ولایت فقیه در عرصه سیاست، مشروط به شروطی است و آن شروط است كه اختیارات ولی فقیه را محدود می‏سازد. برخی ا ز آن شروط عبارتند از:
1 - قانون الهی
2 - قانون اساسی
3 - قانون موضوعه و مقررات مدنی
4 - مصالح جامعه‏
5 - اصول مشورت‏
هفته نامه شما - پنج‏شنبه 16 اسفند 1380، شماره مسلسل 254، ص 6، با تلخیص.
منبع سوال واحد پاسخ به سؤالات دفتر تبلیغات اسلامی


نوشته شده در پنجشنبه 4 خرداد 1391 توسط شهرزاد
مقام معظم رهبری

موضوعات
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات