بانک مقالات ضدشیطان پرستی ، ضد فراماسونری ،ضد اومانیسم وضد صهیونیسم anti666
اندكی صبر ظهور نزدیك است...

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

موضوع: امامت -
گفته شده كه جابلقا و جابرسا دو شهر خارج از این جهان، پشت آسمان چهارم یا آسمان هفتمند و اهل این دو شهر، دو گروه از فرشتگان یا شبیه به فرشتگانند.
این دو شهر، شهرهایی هستند كه ابن حمدان الخصیبی در «هدایـة الكبری» به نقل از اباعبدالله الحسین(ع) به آن اشاره نموده است. امیرالمؤمنین(ع) در یكی از خطبه‌هایش فرموده است:‌ «من به جابلقا و جابرسا می‌آیم و آسیاب جنگ را مستقر می‌سازم و جهان را با آن، همچون دانه‌های گندم در آسیاب، آرد می‌كنم.»

دربارة جابلقا و جابرسا (و گفته شده جابرسا و جابلصا) دو شهرند، یكی در شرق و دیگری در غرب. اهل آن بر اهل هر دینی وارد شوند، آنها را دعوت به پیروی از خداوند عزّوجلّ و اسلام و اعتراف به رسالت حضرت محمّد(ص) و توحید و ولایت اهل‌بیت(ع) می‌نمایند.
گفته شده كه جابلقا و جابرسا دو شهر خارج از این جهان، پشت آسمان چهارم یا آسمان هفتمند و اهل این دو شهر، دو گروه از فرشتگان یا شبیه به فرشتگانند.
این دو شهر، شهرهایی هستند كه ابن حمدان الخصیبی در «هدایـة الكبری» به نقل از اباعبدالله الحسین(ع) به آن اشاره نموده است. امیرالمؤمنین(ع) در یكی از خطبه‌هایش فرموده است:‌ «من به جابلقا و جابرسا می‌آیم و آسیاب جنگ را مستقر می‌سازم و جهان را با آن، همچون دانه‌های گندم در آسیاب، آرد می‌كنم.»
خداوند بلند مرتبه فرموده است: «حَتَّی إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا قُلْنَا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا؛1 تا آنگاه كه به غروبگاه خورشید رسید به نظرش آمد كه [خورشید] در چشمه‏ای گل‏آلود و سیاه غروب می‏كند و نزدیك آن طایفه‏ای را یافت. فرمودیم: ای ذوالقرنین! [اختیار با توست] یا عذاب می‏كنی یا در میانشان [روش] نیكویی پیش می‏گیری.»
یعنی او (ذوالقرنین) زمانی كه به محلّ غروب خورشید رسید، متوجّه شد كه آن به یك چشمة گرم و داغ دارای لای و لجن غروب می‌كند و آن گل سیاه است و «قری حامیه»؛ یعنی منطقة‌ داغ و احتمال دارد كه جامع دو وصف باشد، گفته شده كه شاید او به ساحل اقیانوس رسیده و خورشید را آن‌گونه دیده است؛ زیرا در دیدرس چشم او تنها آب دیده می‌شده و دیگرهیچ و به همین دلیل گفته آن را دید كه غروب می‌كند و نگفت غروب می‌كرد. از امیرالمؤمنین علی(ع) نقل شده كه ایشان فرمود:‌ «زمانی كه همراه با خورشید، به چشمة داغ رسید، متوجّه شد كه خورشید در آن غروب می‌كند و هفتادهزار فرشته با آن است كه با زنجیرهای آهنین و گیره‌ها و قلّاب‌ها آن را از ژرفای دریا در سمت راست زمین می‌كشند، همان‌گونه كه خورشید بر روی آب حركت می‌كند و در آن هنگام، در كنار آن چشمه، گروهی از مردم كافر بودند،‌ گفتیم: «ای ذوالقرنین! یا آنها را عذاب كن (یعنی آنها را به خاطر كفرشان به قتل برسان) یا به آنان نیكی كن (آنها را راهنمایی كن و شریعت را به آنان آموزش بده).»
از پیامبر(ص) نقل شد كه فرمود: «خورشید در حوالی شهری كه به آن جابلقا گویند، طلوع می‌كند. جابلقا هزار دروازه دارد و بر هر دروازه‌ای هزار نگهبان مستقر است و آنان، همان كسانی هستند كه خداوند در قرآن كریم از آنان نام برده و فرموده است: «تَطْلُعُ عَلَی قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْرًا؛2 [و خورشید] بر قومی طلوع می‏كرد كه برای ایشان در برابر آن پوششی قرار نداده بودیم.» و خورشید در حوالی شهری كه به آن جابرصا گویند، غروب می‌كند. جابرصا هزار دروازه دارد و بر هر دروازه‌ای هزاران نگهبان است.»
از ابومحمّد حسن بن علی بن حسین(ع) نقل شده كه فرمود: خداوند دو شهر آفریده، یكی در مشرق و دیگری در مغرب. نام این دو شهر، جابلقا و جابلصا؛ (جابرصا) است. خداوند پیامبری جز جدّ ما رسول‌الله برای هدایت آنان نفرستاده است. امیرالمؤمنین(ع)  فرمودند: «خداوند پشت مغرب شهری دارد كه به آن جابلقا گویند. در جابلقا هفتاد هزار امّت وجود دارد. آنان حتّی به اندازة یك چشم بر هم زدن از فرمان خداوند سرپیچی نكرده‌اند. كردار و سخن آنان تنها نفرین بر دو نفر اوّلی است و بیزاری جستن از آن دو و اظهار ولایت اهل بیت(ع) است.»
امام صادق(ع) فرمودند: «پشت این زمین شما، زمینی سفید است كه نورش از آن خود است. در آن آفریده‌هایی است كه خداوند را به درستی پرستش می‌كنند و هیچ‌گاه به او شرك نمی‌ورزند و از دشمنان خداوند بیزاری می‌جویند ....»
همچنین از ایشان نقل شده كه فرمودند: «خداوند پشت دریا شهری دارد كه وسعت آن به اندازة چهل روز راه است، در آن گروهی هستند كه هیچ‌گاه نافرمانی خداوند نكرده‌اند و ابلیس را نمی‌شناسند و از آفریده شدن ابلیس نیز خبری ندارند. ما همیشه آنان را می‌بینیم و آنان نیازها و پرسش‌های خود را با ما در میان می‌گذارند و از ما می‌خواهند به آنها دعاها را آموزش دهیم و ما به آنان آموزش می‌دهیم و آنان در مورد قائم ما و ظهور او سئوال می‌كنند و پرستش و تلاش آنان بسیار زیاد است و شهر آنان درهایی دارد كه میان دو لنگة در، صد فرسخ است. آنان تقدیس و تلاش بسیار زیادی دارند. اگر آنان را مشاهده كنید، قطعاً اعمال (نیك) خود را بسیار ناچیز می‌شمارید. آنان نماز به جای می‌آورند و یك ماه سر از سجده برنمی‌دارند، غذای آنان تسبیح است و لباسشان برگ‌های (درختان)، چهره‌هایشان از نورانیّت می‌درخشد و هنگامی كه یكی از ما را ببینند، خاك پای ما را توتیای چشم خود كنند و به دور او گرد می‌آیند و ازخاك پا (آثار او) تبرّك برمی‌دارند. هنگام نماز، آنان صداهایی دارند، صداهایی بلندتر از صدای طوفان. در میان آنان گروهی هستند كه از زمانی كه انتظار آمدن قائم ما را می‌كشند، سلاح بر زمین نگذاشته‌اند. دعا می‌كنند كه خداوند ایشان را به آنان نشان دهد. آنان هزار سال عمر می‌كنند، چون آنان را بینی، آثار خشوع، خضوع، فروتنی و طلب نزدیكی خداوند در آنان هویدا است. وقتی كه ما آنها را دیدار نمی‌كنیم، تصوّر می‌كنند آن از روی خشم است و آنها برای زمانی كه ما نزد آنان می‌رویم، لحظه‌شماری می‌كنند. نه ناراحت می‌شوند و نه خسته و نه دروغ می‌گویند. كتاب خدا را آن‌گونه كه ما به آنان آموزش داده‌ایم، می‌خوانند و ما چیزهایی به آنان آموخته‌ایم كه اگر آن مطالب بر مردم خوانده شود، آن را مایة‌ كفر شمارند و آن را انكار می‌كنند. آنان از ما دربارة چیزهای زیادی می‌پرسند، وقتی كه از قرآن چیزی بخوانند و آن را ندانند، از ما سؤال می‌كنند و وقتی ما پاسخ آنان را می‌دهیم، از سخنان و پاسخ‌های ما گشاده خاطر و شادمان می‌شوند و از خداوند طول بقای (ما را) می‌خواهند و می‌خواهندكه ما را از دست ندهند و می‌دانند این منّت بزرگی است كه خداوند بر آنان نهاده، كه ما آنان را آموزش می‌دهیم. آنها همراه امام خروج می‌كنند و چون قیام كنند، از تمام جنگجویان پیشی می‌گیرند و از خداوند می‌خواهند كه آنان را از جمله كسانی قرار دهد كه دین خداوند را یاری می‌دهند. در میان آنان، جوانان و سالمندان وجود دارند و هنگامی كه جوانان آنان، فرد كهنسالی را ببینند به احترام در مقابل او همانند بندگان می‌نشینند و تا فرد كهنسال فرمان نداده، از جای خود برنمی‌خیزند. آن راه دارند كه امام می‌خواهد و از دیگران نسبت به آنان را، آگاهی بیشتری دارند. اگر امام به آنان دستور انجام كاری بدهند، پیوسته آن را انجام می‌دهند تا آنكه امام، دستور انجام كار دیگری بدانها دهد. اگر آنان بر اهل تمام مشرق و مغرب وارد شوند، در یك لحظه همة‌ آنان را نابود می‌كنند، آهن به آنان كارساز نیست. آنان شمشیرهایی از جنس آهن دارند امّا آهنی غیر از این آهن كه شما می‌شناسید و اگر یكی از آنها با شمشیرش بر كوه بزند، كوه شكافته می‌شود. امام با آنان به [سرزمین] «هند»، «دیلم»، «كرك» و «ترك و «روم» و «بربر» و ما بین شهرهای جابرسا تا جابلقا حمله می‌كند. از این دو شهر، یكی در مشرق است و دیگری در مغرب. آنان چون بر اهل دین وارد شوند آنان را دعوت به خداوند، اسلام و اقرار به حقّانیت محمّد(ص) می‌نمایند. هركس تسلیم نشود، او را به قتل می‌رسانند تا اینكه در میان مشرق و مغرب و در كوه‌ها كسی نماند مگر اینكه به این اصول اقرار كند.»
از امام حسن(ع) نقل شده است كه ایشان فرمود: «خداوند شهری در مشرق و شهری در مغرب دارد كه بر هر یك از آن شهرها دیوارهایی از جنس آهن است و در هر دیواری هفتاد هزار لنگه در است كه از هر یك از این لنگه درها هفتاد هزار زبان انسان‌ها وارد می‌شود و هر یك از این زبان‌ها با دیگری تفاوت دارند. ما همة‌آن زمان‌ها را می‌دانیم و در میان آن دو شهر و داخل آن ، پسر پیامبری جز من و برادرم نیست و من حجّت بر آنان هستم.»
همچنین از ایشان نقل شده است كه فرمودند:‌ «باهوش‌ترین و با فراست‌ترین مردمان، پرهیزكاران و نادان‌ترین و بی‌خردترین مردم، انسان‌های فاجرند و شما اگر در میان جابلقا و جابرصا در پی مردی بگردید كه جدّش، رسول‌الله(ص) باشد، جز من و حسن، كسی را نمی‌یابید.»
همچنین از ایشان نقل شده است كه فرمودند: «خداوند دو شهر دارد كه یكی در مشرق است و دیگری در مغرب. بر آن دو شهر دیوارهایی از جنس آهن است و هر یك از آن دو، هزار هزار لنگه در دارد و در آن هفتاد هزار زبان است و هر متكلّمی با زبان خویش سخن می گوید. من تمامی آن زبان‌ها را می‌دانم و در آن دو و بر فراز آن دو شهر، حجّتی جز من و برادرم حسین نیست.»
جابلصا به فتح لام، سرزمینی است در مشرق نه پشت آن و معصوم فرموده كه: «خداوند دو شهر دارد كه یكی در مشرق و دیگری در مغرب است. گفته شده، جابلقا، شهری در مغرب است.» برخی نیز گفته‌اند: جابلقا و جابلصا (جابرسا) دو روستا هستند.كه یكی در مغرب و دیگری در مشرق است زمانی كه امام حسن(ع) با معاویه صلح كرد، فرمود: «ای مردم، اگر شما از جابلقا تا جابلصا در پی مردی باشید كه جدّش رسول خدا(ص) باشد، كسی جز من و برادرم حسین نمی‌یابید.»
امام حسین(ع) نیز در كربلا به یاران و سپاهیان ابن‌زیاد گفت: «چه شده كه برای جنگ با من دست به دست هم داده‌اید؟ به خدا سوگند، اگر مرا به قتل برسانید، حجّت خداوند را به قتل رسانیده‌اید، نه به خدا سوگند، در میان جابلقا و جابرسا پسر پیامبری جز من كه خداوند با آن حجّت را تمام كرده است، وجود ندارد.»
امام صادق(ع) فرمود: «پشت «یمن» وادی‌ای است كه به آن وادی برهوت می‌گویند و در آن وادی تنها مارهایی سیاه می‌گذرند. پشت آن وادی قومی هستند كه به آنها «ذریح» گفته می‌شود. هنگامی كه خداوند محمّد(ص) را به پیامبری مبعوث كرد، گوساله‌ای كه متعلّق به آنان بود دمش را تكان داد و با صدایی شیوا و رسا ندا سر داد و گفت: ای اهل ذریح، مردی از تهامه آمده كه دعوت به این [موضوع] می‌كند كه گواهی دهید خدایی جز الله نیست. آنها گفتند: این دلیلی دارد كه خداوند این گوساله را به سخن آورده است. سپس بار دوم در میان آنان ندا سر داد. پس آنان تصمیم گرفتند یك كشتی بسازند. پس از ساخت كشتی هفت نفر از آنان همراه با توشه و قوّت قلبی كه خداوند به آنها داد، بادبان‌ها را برافراشتند و كشتی را در دریا به حركت درآوردند. آنان همچنان پیش می‌رفتند تا آنكه به «جدّه» رسیدند. سپس نزد پیامبر(ص) آمدند. پیامبر(ص) به آنان فرمود: «آیا شما اهل ذریح هستید كه گوساله در میان شما به سخن آمده است؟» آنها گفتند: آری. آنها گفتند: ای رسول خدا! دین و كتاب به ما نشان بده، سپس پیامبر(ص) دین، كتاب، سنن، فرائض و شرایع را آن‌گونه كه از نزد خداوند آورده بود،‌ بر آنها عرضه داشت و یك مرد از بنی‌هاشم را به عنوان ولیّ بر آنان گماشت و همراه آنان فرستاد و تا روز قیامت اختلافی میان آنان نیست. ممكن است این یكی از آن دو شهری باشد كه ذكر شد و البتّه خدا داناتر است.»
امام باقر(ع) فرمودند: «خداوند كوهی از جنس زبرجد سبز را آفریده كه دنیا را در برگرفته است. سبزی آسمان از سبزی آن كوه است و خداوند آفریده‌هایی را آفرید و چیزی بر آنان واجب نكرد آن‌گونه كه بر دیگران واجب گردانده بود مانند نماز، زكات و همة آنان دشمنان خدا را لعن و نفرین می‌كنند.»
امیرالمؤمنین علی(ع) فرموده است: «از پیامبر(ص) شنیدم كه فرمود: «خداوند این نطاق زبرجد سبز را آفرید و از سبزی آن، آسمان سبز شد.» گفتم: «نطاق چیست؟» فرمود: «حجاب؛ به خدا سوگند، پشت آن هفتاد هزار عالم و جهان است، بیشتر از شمار انس و جن و همة آنان دشمنان خدا را لعن و نفرین می‌كنند؟»
پیامبر(ص) فرمود: «خداوند دو شهر آفرید، یكی در مشرق است و نام آن جابلقا است و دیگری در مغرب است و نام آن جابرسا است. طول هر شهر، ده هزار فرسخ است و هر شهر، ده هزار در دارد و میان هر دو در، یك فرسخ فاصله است. هر در، در هر شب ده هزار نگهبان دارد و تا روز قیامت به هیچ ‌كدام نوبت نگهبانی دوباره نمی‌‌رسد. آنها هفت هزار سال یا كمی كمتر عمر می‌كنند، آنان خوراك و نوشیدنی دارند و ازدواج می‌كنند. در میان آنان حكمت‌های بسیاری است و همة آنان آفریده‌ای بزرگند.»
این دو شهر خارج از این جهانند. آنان نه خورشیدی می‌بینند و نه ماهی،‌ آدم و ابلیس را نمی‌شناسند. خداوند را پرستش می‌كننند و او را واحد و یكتا می‌دانند و آنها نوری دارند كه آن را از نور عرش دریافت می‌كنند نه از نور خورشید و ماه، همة‌ مفسّران یادآور شده‌اند كه دو كوه بر سر راه آن ناحیه قرار گرفته‌اند و میان دو طرف این دو كوه، تنگه‌ای است كه آن محلّ خاكریز است و این دو كوه در دو طرف زمین در كنار مشرقند و از كتاب‌های تاریخ این‌گونه برمی‌آید كه آنها در سمت شمالند و خداوند فرموده است: «آنان اهل جابلصایند.» و در سریانی به آن جرجیسا گفته می‌شود و در آن گروهی از نسل ثمود سكونت دارند كه به حضرت صالح ایمان آورده بودند، قومی هم كه اهل جابلقایند، از نسل مؤمنان قوم عادند كه به حضرت هود ایمان آوردند و به زبان سریانی به آن مرقیسا می‌گویند و هر یك از این دو شهر ده هزار در دارند و میان دو در یك فرسخ فاصله است و پیامبر(ص) در شب معراج (اسراء) از آنجا گذشته است و آنان را دعوت به دین اسلام كرد و آنان پاسخ مثبت دادند و به او ایمان آوردند و امّت‌های پس از آنها را دعوت به حق كرد؛ امّا آنها پاسخ ندادند.
با این اوصاف مشخّص می‌شود كه در عالم هستی،‌ جهانی غیر از جهان مادّه و حس وجود دارد كه دارای عجایب بی شمار است و شهرهای بی‌شماری دارد و از جمله آن شهرها، دو شهر بزرگ است كه خلایق و آفریده‌های آن قابل شمارش نیست و اهل آن دو شهر نمی‌دانند كه خداوند آدم و ذریّه‌اش را آفریده است و آن هم در چارچوب جهان مادّه است.
و در آن انواع صور مختلف در طبقات مختلف، لطیف و نازك و ضخیم و خشن وجود دارد و هر طبقه‌ای دارای خلایق بی‌شمار است و انبیا و اولیا و خداشناسان، حكیمان و فیلسوفان خداشناس این جهان را قبول دارد و كسانی كه به آنجا رفته‌اند عجایب بسیار دیده‌اند.
«لَقَدْ جِئْنَاكُم بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ؛3 قطعاً حقیقت را برایتان آوردیم لیكن بیشتر شما حقیقت را خوش نداشتید.»
در «منتخب البصائر» از اباعبدالله(ع) نقل شده كه ایشان فرمود: «خداوند در مشرق شهری دارد كه جابلقا نام دارد. آن شهر 12 هزار در از جنس طلا دارد و فاصلة میان دو در آن یك فرسخ است. بر هر در، برجی است كه 12 هزار جنگ‌جو در آن است، آنان اسبان را آماده و شمشیرها را تیز می كنند و منتظر قیام قائم ما هستند.»
خداوند در مغرب هم شهری دارد به نام جابرسا...

ماهنامه موعود شماره 133

پی‌نوشت‌ها:
1. سورة كهف (18) ،‌ آیة 86.
2. همان، آیة 90.
3. سورة‌ زخرف ، آیة 78.




نوشته شده در دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 توسط شهرزاد
مقام معظم رهبری

موضوعات
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات