تبلیغات
بانک مقالات ضدشیطان پرستی ، ضد فراماسونری ،ضد اومانیسم وضد صهیونیسم anti666 - دلایل اثبات معاد چیست؟1

بانک مقالات ضدشیطان پرستی ، ضد فراماسونری ،ضد اومانیسم وضد صهیونیسم anti666
اندكی صبر ظهور نزدیك است...

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

پاسخ: قرآن با دلایل روشن، قطعى بودن معاد و برانگیختگى بشر را پس از مرگ، ثابت نموده، و آن را یک رویداد حتمى تلقى مى کند و از طُرق یاد شده در زیر بر آن استدلال مى کند:

۱٫ معاد ترسیم گر هدف خلقت.

۲٫ معاد نتیجه ى قطعى عدل الهى.

۳٫ معاد تجلى گاه وعده هاى الهى.

۴٫ معاد مظهر رحمت خدا.

۵٫ معاد سیر نهایى تکامل انسانى.

۶٫ ربوبیت خدا ملازم با معاد انسانها است.

اکنون به بیان هر یک از این دلایل مى پردازیم:


e8e448246d03b35eaa9e86611061c001.gif


۱٫ معاد ترسیم گر هدف خلقت

یکى از پرسش هایى که پیوسته بشر متفکر با آن روبه رو بوده است مسأله ى هدف آفرینش و غرض از خلقت است، او پیوسته با خود فکر مى کرده که جهان و بالأخص گل سرسبد جهان جانداران، چرا آفریده شده، و هدف از خلقت آن چیست؟

چیزى که مى تواند بیانگر غرض از خلقت جهان و انسان باشد، همان اعتقاد به معاد انسان و جهان است که این جهان با تمام محتویات خود به جهان دیگرى که کاملتر و برتر است، تبدیل گردد. گویى هدف از خلقت جهان و انسان زمینه سازى براى آفرینش دوم و خلقت کامل تر است و اگر چنین آفرینش مجددى را در نظر نگیریم آفرینش زمین و آسمان و انسان که پس از چند صباحى به حکم قرآن و داورى علم، راه فنا را در پیش خواهند گرفت، عبث و بیهوده خواهد بود، و هرگز فعل آفریدگار حکیم نمى تواند چنین باشد.

قرآن در بخشى از آیات خود به مسأله ى معاد از این دیدگاه مى نگرد و یادآور مى شود که دفتر خلقت بدون «برگ زرین معاد» دفترى بى ارزش مى باشد. این آیات خود به دو دسته تقسیم مى شوند:

دسته اوّل آیاتى است که تحقق نیافتن معاد را مساوى با بیهودگى فعل الهى مى دانند.

دسته دوم آیاتى مى باشند که آفریدگار جهان را به عنوان حق مطلق توصیف مى نمایند.

اینک دو نمونه از آیات گروه نخست:

الف. انسان و جهان بیهوده آفریده نشده است.

(أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَأَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ).([۱])

«آیا گمان کردید که ما شما را بیهوده آفریده ایم واین که شما به سوى ما باز نمى گردید؟».

سپس در آیه بعد خداوند را از هر گونه صفت نقص منزه دانسته مى فرماید:

(فَتَعالَى اللّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْکَریمِ).([۲])

«برتر است خدایى که فرمانرواى بر حق است و جز او خدایى نیست او پروردگار عرش زیبا است».

(وَما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَالأَرْضَ وَما بَیْنَهُما لاعِبینَ * ما خَلَقْناهُما إِلاّ بِالْحَقّ وَلکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ * إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ مِیقاتُهُمْ أَجْمَعینَ).([۳])

«ما آسمان و زمین و آنچه را که در میان آنها است بازیگرانه وبى هدف خلق نکردیم، ما آنها را جز به حق (حکمت) نیافریدیم، هر چند اکثر آنان نمى دانند، محققاً روز قیامت ([۴])  (یَوْمُ الفَصْل) وعده گاه همه آنان است».

ب. حق مطلق، ملازم با هدفدارى فعل او است

در آیاتى که هم اکنون به نقل آنها مى پردازیم موضوع بحث (معاد ترسیم گر هدف خلقت است)، از طریق دیگر تعقیب شده است، و آن این که: خدا، حق مطلق است که هیچ نوع بطلان به ذات و صفات و افعال او راه ندارد، و چنین توصیف جامع، ملازم با هدفدارى آفرینش است که معاد تجسم بخش آن مى باشد.چنانکه مى فرماید:

(ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ یُحْیى الْمَوتى وَأَنَّهُ عَلى کُلِّ شَىْء قَدِیرٌ).([۵])

«این که خدا انسانها را بار دیگر زنده مى کند به خاطر این است که او حق است و او است که مردگان را زنده مى کند و او بر همه چیز توانا است».

خدا در این آیه خود را حق مطلق معرفى کرده است و از آن نتیجه گرفته که او بر پا کننده ى رستاخیز و زنده کننده ى انسانها است.

اکنون باید دید چه رابطه اى میان «حق» بودن خدا و بر پا کردن قیامت است؟

پاسخ این سؤال با توجه به معناى «حق» کاملاً روشن است زیرا «حق» نقطه مقابل باطل است و طبعاً هستى حق که هیچ گونه بطلانى به او راه ندارد، ابدى بوده و ذات او جامع کمال و پیراسته از هر نقصى و عیبى خواهد بود، و پیراستگى ذات از نقص و عیب ملازم با پیراستگى فعل او از نقص است، و در غیر این صورت هستى او حق نبوده و بطلان به آن راه خواهد یافت.

و به دیگر سخن: فعل حق، تجلى گاه صفات او است، و همچنان که صفات ذاتى حق، تجلى گاه ذات او مى باشد، اگر ذات خدا، حق است و هیچ نوع بطلانى به او راه ندارد، باید در مقام توصیف او را حکیم خواند، و از آنجا که حکیم است باید فعل او دور از عبث و پیراسته از لغو قلمداد گردد.

از این بیان نتیجه مى گیریم که توصیف خدا به «حق» دلیل بر حکیمانه بودن فعل او و هدفدارى آفرینش است، و همان گونه که یادآور شدیم پیراستگى از عبث، بدون معاد و سراى دیگر، تحقق نخواهد یافت.

به همین جهت در آیه بعد مى فرماید:

(وَأَنَّ السّاعَهَ آتیَهٌ لا رَیْبَ فِیها وَأَنَّ اللّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِى الْقُبُورِ).([۶])

این تنها آیه اى نیست که در آن «حق» بودن خدا را گواه بر قطعیت معاد تلقى نموده و رستاخیز را لازمه چنین توصیف دانسته است، بلکه این آیه نظایرى دارد که یادآور مى شویم:

(ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ هُوَ الحَقُّ وَأَنَّ ما یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَأَنَّاللّهَ هُوَ الْعَلِىُّ الْکَبیرُ) .([۷])

«حقیقت این است که خدا حق مطلق است و هرچه جز او مى خوانند باطل صرف است و خدا بلند مقام و بزرگ است».

آنگاه در دو آیه بعد مسأله حیات مجدد انسان را مطرح کرده و مى فرماید:

(وَهُوَ الّذى أَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمیتُکُمْ ثُمَّ یُحْییکُمْ إِنَّ الإِنْسانَ لَکَفُورٌ).([۸])

«او است که شما را زنده کرد سپس مى میراند، آنگاه بار دیگر زنده مى کند، و انسان نسبت به قدرت یا نعمت هاى خدا کفر مىورزد».

در سوره لقمان در آیه (۲۸) سخن از معاد به میان آورده مى فرماید:

(…ما خَلْقُکُمْ وَما بََعْثُکُمْ إِلاّ کَنَفْس واحِدَه…).

«آفرینش و برانگیختن همگى شما (خلایق بیشمار) بسان یک تن است».

سپس در آیه (۳۰) خدا را به حق توصیف کرده و مى فرماید:

(ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ هُوَ الحَقُّ…).

آنگاه در آیه (۳۳) بار دیگر مسأله معاد را مطرح کرده و مى فرماید:

(یا أَیُّهَا النّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ وَاخْشَوْا یَوْماً لا یَجْزى والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلا مَولُودٌ هُوَ جاز عَنْ والِدِه شَیْئاً إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ  فَلا  تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیاهُ الدُّنْیا…) .

«اى مردم!  از مخالفت با خدا بپرهیزید و بترسید از روزى که هیچ پدرى از فرزند خود و هیچ فرزندى از پدر خود هیچ نیازى را برطرف نمى سازد، وعده خدا حق است زندگى دنیا شما را فریب ندهد».

اگر در مجموع قرآن تنها یک چنین توصیف و یک چنین نظم منطقى وجود داشت مى توانست گواه بر آن باشد که این کتاب، تراوش اندیشه و فکر بشرى، آن هم در محیط دور از علم و دانش «جزیره العرب» نیست و گواه بر این است که روى تمام کلمات آن محاسبه انجام گرفته ـ و لذا ـ در این آیات پس از «حق بودن خدا» وجود معاد را استنتاج نموده است.

بنابر این قرآن گاهى «حق» بودن خدا را ملازم با مسأله معاد معرفى مى کند، و احیاناً  بابه رخ کشیدن نظام خلقت که نمى تواند بى هدف باشد ما را به قطعیت وقوع رستاخیز متوجه مى سازد.

و مجموع این آیات از این نظر که معاد بیانگر هدف خلقت است آن را یک امر حتمى و رویداد لازم مطرح مى کند.

۲٫


برچسب ها: بانک مقالات ضدشیطان پرستی، جنبش مصاف، استاد رائفی پور، مبارزه با صهیونیسم بین الملل، دلایل اثبات معاد، دلایل اثبات نبوت، دلایل اثبات خدا،

نوشته شده در سه شنبه 25 فروردین 1394 توسط شهرزاد
مقام معظم رهبری

موضوعات
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin